با دنبال كردن كاوش اصولى خود ، پياپى ، آثار نوين و مهم و پرمعنى بدست آورده است .
همان گونه كه بتوان انتظار داشت ، خورشيد نيز اشعهء
N
خارج و ساطع كند و اشعهاى را كه منشاء خورشيدى دارد بتوان بواسطه يك عدسى كوارتز « 24 » مرتكز « 25 » ساخت . بعلاوه ، اشعهء
N
در بعضى اجسام ذخيره و انباشته « 26 » شود و اين اجسام پس از دريافت اشعهء مزبور درخور آن گردد كه خود آنها را ، به شكل اشعهء ثانوى « 27 » ساطع و خارج سازد ( گزارش بلوندلو به فرهنگستان علوم به تاريخ 9 نوامبر 1903 ) .
اين خاصيت انباشتن و بيرون دادن پس از آن ، به كوارتز ، سولفور دوكاربن « 28 » ، سنگريزههاى گوناگون ، پارهسنگهاى آهكى و آجرى و غيره اختصاص و تعلق دارد . در صورتى كه آلومينيم « 29 » ، چوب ، كاغذ خشك يا نمناك ، پارافين « 30 » بطور كامل ، فاقد اين خاصيت است .
در هرجا اشعهء ثانوى توليد شود به چندين روز دوام يابد اما به شرط آنكه سطح جسم ساطع و خارجكننده كاملا خشك باشد و اين امر موجب شگفتى و تعجب نخواهد بود وقتى بدانيم كه « نازكترين طبقهء آب كافى است كه اشعهء
N
را متوقف كند و باز ايستاند . » يك كشف نامنتظر و غير مترقب : اشعهء
N
تنها لمعان و جلاى نور ساطع از يك جسم نورانى را افزايش و شدت نمىدهد ، بلكه عمل دريافتشده بوسيلهء چشم را نيز ، مستقيما ، تقويت كند . در اينجا مسائلى جديد مطرح شود : چون اين اشعه برابر نازكترين طبقهاى از آب بازايستد و متوقف شود ، پس چگونه در آبگونههاى « 31 » چشم نفوذ و رسوخ كند ؟
آيا اين امر براى اختلاف آب خالص است و مايعات نمكين مىگذارد تا اشعهء
N
از آنها بگذرد ؟ به كار بستن فورى تجربهاى فرضيه را اثبات مىكند : مقدارى بسيار اندك نمك يا كلرور كلسيم كافى است كه از اين لحاظ به آب شفافيت بخشد .
مهمتر اينكه ، آب شور اشعهء
N
را انباشته و ذخيره كند و اين مثالى شگفت و يگانه از « فسفر سانس در يك جسم مايع است » .
از اينجا ، براى پرسش آينده ، ميدانى جديد از تجسسات باز شود . امرى كاملا طبيعى است كه به آزمايش آب دريا بينديشند و همان گونه كه بتوان انتظار داشت آبى كه اينهمه املاح در بر دارد درخور آن است كه اشعهء
N
را ذخيره و انباشته كند تا بعد بازپس دهد .
هامش
( 24 ) .Lentille de Quartz .( 25 ) .concentre( 26 ) .Emmagasiner( 27 ) .Rayonnement Secondaire( 28 ) .Sulfure de Carbone( 29 ) .Aluminium( 30 ) .Paraffine( 31 ) .Humeurs