تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
تا با استفاده از خواص حيات‌بخش فرآورده‌هاى طبيعى به سالم‌سازى افراد بشر و پيش گيرى از بيماريها و درمان بيماران بپردازند و آنان را از توسل به داروهاى شيميايى بىنياز كنند . اگر اين مكتب عالمگير شود و عامهء طبقات مردم از خواص درمان‌بخش فرآورده‌هاى طبيعى به درستى آگاه شوند ، بزرگترين سودش اين است كه تودهء عمومى مردم در صدها هزار ديه و قصبه و شهر ، بىنياز از پزشك و دارو ، مىتوانند سلامت خود را حفظ كنند و تا حدود زياد به درمان بيماريهاى خود بپردازند و ما براى اثبات اين مطلب ، در همين كتاب ، نمونه‌هايى ذكر خواهيم كرد . ولى تحقق اين امر بزرگ و تقديم اين خدمت گرانبها منوط و مشروط به اين امر است كه با استدلالات منطقى و علمى بر خوانندگان محترم ثابت شود كه علم طب به مدت 450 سال راهى به خطا رفته و به جاى علمى راستين علمى دروغين بوده ، ولى البته ، در سير تاريخى خود ، قدم‌به‌قدم ، به پيشرفت‌ها و اكتشافاتى نيز نايل شده است . در مقام تشبيه مىتوان ، با كمال اطمينان ، ادعا كرد كه طب جديد كه از 450 سال پيش شروع شده و پاراسلس بنيان‌گذار آن بوده همانند ديوارى بر پايهء كج بنا گرفته است و به مصداق :
خشت اول گر نهد معمار كج * تا ثريا مىرود ديوار كج !
هر قدر بلندى ديوار بيشتر شود كجى آن آشكارتر گردد . در قرن بيستم اگرچه ارتفاع اين ديوار به حد اعلاى خود رسيده ، ولى كجى آن نيز به همان نسبت هويداتر شده و اكنون به حد خطر و بحران و به مرز لزوم اتخاذ تصميم قاطع ، براى تجديدنظر در اصول و موازين پزشكى ، رسيده است ! پس ، شگفت اگر از گوشه و كنار جهان ، محققان در انتظار پيدايش كپرنيكى در پزشكى هستند كه بيايد و طب را به راهى تازه اندازد ، و چشم‌به‌راه اينشتين ديگرند كه اصول اساسى پزشكى معاصر را كه مورد قبول همگان است ، مانند اساس فيزيك نيوتونى ، سست و بىاعتبار سازد ! لازم به يادآورى است كه در طول تاريخ بشر ، از اين‌گونه خطاهاى بزرگ علمى زياد بوده و چه بسيار اتفاق افتاده است كه دانشمندان به مسأله‌اى معتقد شدند و به درستى آن ايمانى راسخ پيدا كردند ولى پس از گذشت زمانى دراز يا كوتاه ، بطلان آن عقيده به اثبات رسيد ! در اينجا فقط به دو مسئله از اين نوع اجمالا اشاره مىكنيم : يكى عقيده به سكون زمين كه در طول مدت 2000 سال ، از ارسطو تا گاليله ، همهء دانشمندان جهان را به بازى گرفته بود و پس از اينكه از طرف گاليله حركت وضعى زمين به دور محور خود ابراز شد ، همهء دانشمندان معاصر ، طبق معمول ، با او به مخالفت برخاستند و به تكفيرش پرداختند ، به طورى كه وى ناچار شد توبه كند . چون شرح اين داستان بر همگان معلوم است از توضيح پيرامون آن صرف‌نظر مىشود . نمونه‌اى ديگر اينكه ، در اوايل قرن بيستم يكى از استادان بزرگ و معروف فيزيك