« هنوز نتوان افزايش فشارخون را بعنوان يك بيمارى مستقل برشمرد زيرا بروز آن در اكثر موارد ناشى از اختلالاتى است كه در گردش خون بدن پيش مىآيد . خواه اين تغييرات معلول عوامل هومورى و يا عروقى باشد و خواه نتيجه اختلالاتى كه هنوز ماهيت بيشتر آنها بر ما روشن نيست ، در هر صورت هرگاه فشارخون يا بطور ابتدايى و يا در جريان بيماريهاى ديگر افزايش يافت ، گواه بر وجود يك عارضهء جدى و مهمى است كه نبايد عواقب آن را از نظر دور داشت . امروزه از موارد مختلف فشارخونهاى اصلى كاسته شده زيرا با پيشرفت علم فيزيولوژى و بررسى نتايج حاصل از كارهاى تجربى آزمايشگاهى براى اكثر فشارخونها علتى مىتوان يافت و بعيد نيست در طى سالهاى آينده عنوان فشارخونهاى اصلى به كلى از مبحث فشارخونها محو گردد .
قدر مسلم اين است كه پزشك نبايد با تشخيص احتمالى فشارخون اصلى خود را از ادامهء بررسى در بيمار معاف بدارد ، بلكه بايد تا حد امكان از كليهء وسايل لازم جهت تشخيص علت فشارخون استمداد بطلبد ، زيرا در اكثر موارد فشارخونهاى ثانوى بتدريج سير پيشروندهء خود را ادامه دهد و به جايى رسد كه امكان مداوا را از طبيب سلب كند . »
جملهء اخير ، خطرات فاحش ازدياد فشارخونهاى ثانوى را نشان مىدهد ، و بطور آشكار ثابت مىكند كه اگر پزشك بىتوجه به علت بروز ازدياد فشارخون براى رفع ناراحتيهاى بيمار فقط به درمانهاى علامتى بپردازد ، البته اين ناراحتيها موقتا رفع شود ولى ضايعاتى كه علت اصلى بيمارى است مانند موريانهاى كه چوب را بخورد و زنگى كه آهن را بسايد به فساد خود ادامه دهد و كار را به جايى رساند كه امكان مداوا را از پزشك بازگيرد . براى اينكه وضع فعلى ازدياد فشارخون از لحاظ وفور و خطرات آن در اجتماعات بشرى معلوم شود در صفحهء 9 همان كتاب چنين مىخوانيم :
« فشارخون يكى از شايعترين بيماريهايى است كه بشر امروز با آن مواجه است .
شيوع بيمارى فشارخون به حدى زياد است كه در بيشتر كشورهاى مترقى آن را بعنوان يكى از خطرناكترين و مهمترين عامل مرگومير ساليانه به شمار آرند . آمار مراكز تحقيقاتى آمريكا نشان مىدهد كه 4 / 1 افرادى كه سنشان از 45 سال بيشتر است به يكى از انواع فشارخون دچارند . بعقيدهء پيرت هر نوع فشارخون ، دير يا زود ، در بدن عارضه باقى مىگذارد و بسيارى از اين عوارض خطرناك به مرگ مىانجامد . يك مسأله مهم و مشكل كه براى بيشتر پزشكان معالج پيش آيد اين است كه در مواردى كه علت فشار خون نامعلوم مانده است آيا بايد ، بىتوجه به علت احتمالى و نهفته آن ، بيمار را تحت درمان قرارداد يا آنكه پيش از اقدام به هرگونه درمان ، در پى كشف علت آن برآمد ؟ در جواب اين سؤال عقيده داريم كه اگر پزشك معالج از همان ابتدا در پى كشف علت فشار
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص١٤٦