خون برآيد بهتر و آسانتر مىتواند آن را معالجه كند . هرچند عدهاى خود را به پيش آگهى نوع فشارخون خوشخيم خوشبين سازند و يا از ابتدا فشارخون را از نوع فشار خون اصلى پندارند و ديگر در پى علت آن نروند زيرا عقيده دارند كه اكثر فشارخونها از نوع اصلى است ، در مورد انجام آزمايشهاى اختصاصى از نظر كشف علت فشارخون نيز اصرارى نورزند ! ولى با چنين طرز فكرى ، ما خود را با اين اشتباه مواجه نمودهايم كه ممكن است بعضى از علل نهفته فشارخون را ناديده بگيريم و چون از همان ابتدا در پى كشف علت آن برنيامديم با گذشت زمان و بروز عوارض فشارخون ، ديگر اصلاح و درمان آن بر ايمان مقدور نخواهد بود . »
در تمام مطالب بالا چنان كه ملاحظه مىشود پاى پزشك در ميان است و همهء مسئوليتها را به گردن او انداخته و كاسه كوزهها را بر سر او شكستهاند و به سازندگان داروها ، بعنوان عامل اصلى ايجاد خطرات براى بيماران ، كوچكترين اشارهاى نشده است ، درحالىكه مقصر حقيقى و گناهكار واقعى در انحراف پزشك و عدم دقت او در تشخيص علت پيدايش ازدياد فشارخون را بايد در ميان تراستهاى دارو جستجو كرد ، زيرا از يك قرن پيش و بخصوص از دهههاى نخستين قرن بيستم ، پزشكان جهان زير سلطه و سيطره افسونهاى تبليغات و سحر و جادوى اغواهاى تراستهاى دارو ، از نظر روانى ، در وضعيتى قرار گرفتهاند كه محققان اروپا آن را پديده استتارى ناميده و به اين عبارت توصيف نمودهاند :
« در قانون طبيعى حس نيز ، مانند ساير قوا ، هميشه يك تحريك قوى و پررنگ تحريكات ضعيفتر و كمرنگتر را تحت الشعاع خود قرار مىدهد ، همانطور كه يك بانگ شديد بانگهاى ضعيف قبل و بعد از خود را مىپوشاند . اين پديدهء فيزيولوژيكى را به نام پديدهء استتارى
( Masking )
مىنامند . مانند يك دمش ( سوفل ) شديد ( سيستولى ) كه آوازهاى اول و دوم قلب را مستور مىسازد ، هرچند اين دو آواز وجود دارد و در فونوكارديوگرافى رسم مىشود باز به گوش نمىرسد . بعلاوه خود قشر مغز نيز اگر از درون تحت تاثير محركات و انگيزشهاى داخل بدن يا داخل مغز قرار گيرد ، از پذيرش تحريكات ديگر ناتوان است و با وجود اينكه تحريكات از راه حسى به مغز وارد مىشود و سلولهاى مغزى هم سالمند ولى به علت اينكه تحت تأثير محرك ديگرى ، بيرونى يا درونى ، قرار دارند نمىتوانند آن تحريكات را درك كنند . حال اگر ، بوسيلهاى ، به مغز پزشكان ، محركات شديد وارد آيد و حواس آنان مخصوصا چشم و گوششان را تسخير كند و مرتبا در روزنامهها و اوراق و آگهيها و راديو و تلويزيون و حتى مجله و كتاب به نفع داروى مخصوصى تبليغ شود ، كدام انسان قوى الاراده و حقيقتجويى است كه بتواند در مقابل اينهمه تحريكات شديد و قوى و مستمر ( و اين استمرار از علل مهم تأثير تبليغ است )