مفيد بودن بر آسپيرين رجحانى و مزيتى ندارد ولى زيانها و خطرات آنها به مراتب بيشتر است . چون مطالعهء جزئيات مطالب از حوصلهء خوانندگان بيرون است ، به همين قدر بسنده و تنها خاطرنشان شود كه اگر قرار بود آزمايشگاههاى داروسازى به نظرات سازمانهاى بزرگ پژوهشى جهان ، كه از لحاظ تحقيقات پزشكى جنبهء رسمى و قانونى بين المللى دارد و پژوهشهاى آنها دربارهء سود و زيان داروها كاملا قابل اعتماد و استناد است ، ترتيب اثر دهد ، كارگردانان آنها بايد دست بر دست گذاشته و براى درمان رماتيسم مزمن جز آسپيرين دارويى ديگر نسازند ولى اگر چنين كنند چگونه خواهند توانست به هر سال ، تنها در آمريكا 250 ميليون دلار از جيب مردم سادهلوح بعنوان درمان رماتيسم مزمن بربايند ؟ پس بايد بناچار براى فروش داروهاى گرانقيمت ضد رماتيسم و گردش چرخهاى آزمايشگاههاى خود به انواع نيرنگها دست يازند و ما براى اثبات مدعاى خود ناچاريم ، دستكم ، به شرح دو نمونه از اين نيرنگها بپردازيم :
يكى در مورد كورتيزون و مشابهات آن و دو ديگر دربارهء فنيلبوتازون و مشابهات و مانندهاى آن .
نيرنگهاى لابوراتوار سازندهء كورتيزون
لابوراتوار بزرگ سازندهء كورتيزون همينكه نتيجهء پژوهشهاى دو مؤسسهء عظيم تحقيقات پزشكى انگلستان را مبنى بر مزيت آسپيرين بر كورتيزون مشاهده كرد دريافت كه اگر زود نجنبد و واكنشى نشان ندهد ، در بازار فروش كورتون در دنيا شكستى بزرگ در انتظار او خواهد بود ازآنرو دست به كار شد و اقدامات زير را به عمل آورد :
1 ) فيلمى تهيه كرد كه يك بيمار مبتلا به رماتيسم مزمن را نشان مىداد كه به حركت قادر نبود و با خوردن قرصهاى كورتون دست و پاى او به حركت درآمد و از نردبان به سرعت بالا رفت و در بزمها به پاىكوبى و دستافشانى پرداخت .
2 ) از دست و پاى كج و معوجى عكس برداشت و پس از درمان با كورتون انگشتان را راست و بدون عيب نشان داد و به وسيلهء يك عده از نويسندگان زبردست و انتشارات تبليغاتى كورتون را يك دارو با آثار معجزهآسا معرفى نمود .
3 ) پس از اينكه ديد همه جا از كورتيزون انتقاد مىشود چون نمىتوانست مضار آن را منكر شود داروى ديگرى مشابه آن به نام دلتاكورتريل ساخت و در ورقهء تبليغاتى آن چنين نوشت :
« عوارض نامطلوبى كه معمولا در درمان با كورتيزون پيش مىآيد در دلتاكورتريل به حد اقل تقليل مىيابد . »
و به اين هم بس نكرد و تعدادى بىشمار دارو از همين خانواده به نامهاى :