اينبار اسامى اشياء از قبيل ميز ، قلم و كتاب را از او پرسيدم . يكيك را نشان داده و نيز خود نام صندلى ، كفش و كلاه و غيره را به زبان آورد و نشان داد . حتى انگشتانش را يكيك شمرد و جمع تعداد انگشتان دستها و پاها را به درستى حساب كرد . معلوم شد كه در اثر استفاده از داروها حال او روز به روز بهتر مىشود . برادرش شكايت داشت هرچه پول به همراه آورده بودم خرج شده و ديگر اقامتان در تهران به سختى مىگذرد . بدين جهت تقاضا دارم دستوراتى بدهيد كه در سبزوار انجام دهيم و در صورت لزوم بار ديگر نزد شما بياييم .
دستوراتى كه به آنها دادم به شرح زير بود :
1 - جوشانده اسطوخودوس 2 ، بسفايج 3 ، ريشه ايرسا 3 و بابونه 1 ل .
2 - حب فرفيون مركب ( متشكل از مقل ازرق 10 ، صبر زرد 10 ، شحم حنظل 5 و فرفيون 5 ل ، روزى 6 تا 10 عدد )
3 - حب انغوزه و باريجه .
سپردم حالش كه بهتر شد بعضى روزها فقط حب انغوزه و باريجه و بعضى روزها جوشانده و بعضى روزها نيز حب فرفيون را بخورد .
حب فرفيون مسهل خوبيست كه بلغم و خون را از سر به سمت پاها مىكشد و اخلاط را از سر و بدن خارج مىسازد . تذكر دادم كه از اين حب هرگاه احساس كسالت نمود و مزاج او يبس گرديد بخورد تا رفع عارضه شده و از بروز حمله صرع جلوگيرى نمايد در ضمن سپردم از صرف خوراكهاى سرد همانند ماست و خيار خوددارى كند .
بيمار هفتم ( اعصاب )
در تاريخ 30 / 6 / 33 كودك پنج ساله به نام محمد عباسى فرزند رحمت ا . . . ساكن تهران پشت باغ فردوس - چهارراه بازارچه حاج غلامعلى . . . را كه فالج بود و توان نشستن را هم نداشت به مطب آوردند .
والدين او گفتند در اواخر زمستان سال گذشته بچه شكايت از سردرد نمود . به طبيب