تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
( حب‌هاى يك نخودى 100 دانه روزى سه تا شش عدد ) . 3 - جوشانده مركب از اسطوخودوس 2 ، بابونه 2 ، ريشه ايرسا 2 ل . 4 - گلپر ( به غذا افزوده شود . ) با توجه به بهبود حاصله فقط سفارش كردم مراقب وضعيت بهداشتى بچه باشند ، جوشانده را گهگاه به او بدهند و هيچ‌گاه او را در اماكن مرطوب و سرد قرار ندهند .

بيمار ششم ( اعصاب )

* در تاريخ 19 / 10 / 32 عليرضا - ن . نوجوان 14 ساله ساكن سبزوار را به مطب آوردند . بيمار قوه مدركه و تكلم خود را به‌طور كلى از دست داده بود . همراهانش اظهار داشتند عليرضا در شش سالگى به حصبه سختى دچار شده بود كه در اثر آن به حال اغماء افتاده و بعد بهبود يافته است . دو سال قبل از بالاى درختى پرت‌شده و از ناحيه سر صدمه ديده كه مدت سه ساعت به حال اغماء درآمده و بعد از به هوش آمدن مدت دو سه روز حواسش پرت بوده است . پس از دو ماه چشمان او قرمز شدند و دهانش به آب‌ريزش افتاده و حالت غش پيدا شد . اين حالت غش دقايقى طول مىكشيد . در اين هنگام پنجه‌هاى او گاه باز و گاه بسته مىشدند . از آن موقع تاكنون هر دو سه روز و يا هر روز به طور پيوسته اين حمله بروز مىكند . هر وقت دچار يبوست گردد حمله شديدتر مىشود . حال سه ماه است كه به كلى قوه مدركه و مميزّه از او سلب شده و هيچ نمىفهمد و پاسخى به پرسش‌ها نمىدهد و حتى حرف هم نمىزند و خوراك نمىطلبد . اگر غذائى پيش او بگذارند بىاختيار مىخورد و اگر نباشد فهم آن را ندارد كه غذا بطلبد . ادرار و مدفوع را بىاراده دفع مىكند . به‌طورىكه همراهان بيمار يادآور شدند براى درمان دو ماه پيش او را به تهران نزد آقاى دكتر رحمانى متخصص اعصاب آوردند . از سر او عكس گرفتند و نشانه خاصى در آن نيافتند . سپس به بيمارستان هزار تختخوابى رجوع كردند باز از سر و شكم او عكس گرفتند . معاينات و مشاوره پزشكى توسط متخصصان به عمل آمد . در نتيجه معرفىنامه‌اى به نام او صادر و به بيمارستان روزبه روانه‌اش كردند . مدت يك ماه در
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 95 | عبد الله احمديه