تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
مراجعه كرديم داروى ضد كرم داد . بيست و نه عدد كرم دفع شد . پس از آن سرخك و حصبه باهم به سراغش آمدند . در اين وقت باز سردرد شدت يافت كه براى كاهش ناراحتى آن كيسه يخ روى سرش مىگذاشتند . داروها و تزريقات مختلف تجويز شد . با غذايش آب گوجه در آش ، شربت به ليمو و خنكىها زياد داده مىشد . كم‌كم تب قطع گرديد ، اما بچه ديگر قادر به حركت نشد . پاهايش كشيده و مانند چوب شده بودند . حس و حركت به كلى از پاهاى او سلب گرديده بود . همچنين بدنش بىحس و خشك شده بود و ابدا توان تكان خوردن نداشت و ما بايد او را از پهلوئى به پهلوى ديگر مىگردانديم . دستهاى او حس و حركت داشتند ولى قادر به آنكه چيزى بر دهان گذارد نبود زيرا زياد از حد تكان مىخوردند و رعشه داشتند . در اين مدت ناچار مادرش غذا را به دهان او مىگذاشت . به‌طورىكه اظهار مىكردند معمولا شبى دست‌كم دو سه بار پاهاى او كشيده و مانند سيخ مىشود و حال غش به او دست مىدهد . گاهى هم اين حالت در روز بروز مىكند . زبانش هم در عرض اين چند ماه به لكنت زيادى افتاده و به درستى نمىتواند حرف بزند . بول و غايط غالبا بىاراده دفع مىشود . قادر به نشستن نيست و مزاجش لينت كافى ندارد . معاينه - در معاينه ، پاهاى كودك بىحس بود كه اثر نيش سوزن و فشار انگشت را حس نمىكرد . يعنى توان نشان دادن واكنش را نداشت و نمىتوانست درد را آشكار ساخته و پا را تكان دهد . حدقه چشمانش به كلى اتّساع داشتند . تشخيص - طبق اصول طب سنتى ازدياد مصرف « سردى » را عاملى مؤثر دانستم كه موجب تجمع مواد لزج و رطوبت بدن در سر گرديده و نهايتا اين عوارض را موجب مىشود . درمان - در آغاز معالجه نسخه زير را برايش نوشتم : 1 - حبّى مركب از انغوزه ، باريجه و گليسر و فسفات دوشو ( از هريك 5 سانتىگرم ، روزى 4 تا 5 عدد ) .