هشتاد سال از عمر او مىگذشت رفتم . بيمار بسترى بود و به هيچ وجه توان نشستن را نداشت . حتى به پهلوى چپ و راست و طاقباز هم نمىتوانست بخوابد . فقط دمرو مىخوابيد و به متكائى تكيه مىداد و از درد مىناليد و حرفهاى پرت مىزد و هذيان مىگفت . بيمار زياده از حد مىترسيد و از مرگ وحشت داشت .
مزاج بيمار يبس ، بدن پلاسيده و پف كرده و صورتش بزرگ بود . سينهاش تنگى مىنمود و بسيار كلافه و مضطرب به نظر مىرسيد و تقلّا مىكرد . سردرد توانفرسائى داشت و احساس دردهاى گوناگونى در نقاط مختلف بدن مىنمود .
اطرافيان اظهار داشتند اين خانم سالها در لندن بوده و در آنجا نيز گهگاه دچار سردرد و هذيان مىشده كه پس از معالجات مدتى ناراحتىاش بر طرف مىشد . در ايران هم اين حالت بعضى اوقات پيدا مىشود و اين بار بيش از يك ماه است كه از ابتلايش به سردرد مىگذرد و روز به روز هم بدتر شده است . پزشكان معالج همهگونه دارو و درمانى را به كار برده و مجالس مشاوره با حضور متخصصان اعصاب تشكيل داده ، عكس از مغز او گرفته و همهگونه آزمايشهاى لازم را به انجام رسانيدهاند . ولى متأسفانه تشخيص بيمارى داده نشده است . حالت استفراغ كه در اوائل بيمارى داشت اينك شدت يافته ، همه غذاها را برمىگرداند و مقدار كمى از آن در معده مىماند . خلاصه آنكه پزشكان معالج قطع اميد از او نموده و ما به اميد داروهاى گياهى و استفاده از روش درمانى گذشتگان به شما رجوع نمودهايم .
اطرافيان به زحمت توانستند بيمار را دو سه دقيقه بنشانند و نگاهدارند . معاينه مختصرى از سينه و قلب او كردم . در سينه آثار خفگى و حالت
Oedeme
داشت . قلب متلاطم و نامرتب و شكم دچار نفخ بود .
درمان - براى نگاهدارى قلب شربت اتر تجويز كردم و همچنين دستور تنقيه مركب از شكر سرخ 10 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 3 و تاجريزى 4 ل دادم كه پس از به كار بردن آن و دفع مدفوع ، تخم خربزه 4 ، تخم گرمك 3 ، تخم خرفه 2 و تخم خيار 3 و تخم شويد 3 ل را كوبيده شيره كشيده و آب آن را به ميزان دو استكان به بيمار تنقيه نمايند تا در خود