تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

مرگ پزشك

* « . . . در تهران پنجاه سال قبل ما پزشكانى داشتيم كه عاشق شغلشان بودند و افتخار مىكردند كه طرف مراجعه مردم هستند و مىتوانند دردهاى ديگران را تشفّى بخشند . امثال دكتر احمديه زياد داشتيم كه از بيمار طلب حق العلاج نمىكردند . هر مبلغى كه بيمار قادر به پرداخت آن بود ، بيرون از اتاق پزشك ، روى ميز مىگذاشت و مىرفت . اين‌گونه پزشكان موقعى كه مىمردند تمام اهالى محله تعطيل مىكردند و جنازه پزشك را كيلومترها روى دوش مىبردند . . . » روزنامه كيهان - شمارهء 12329 مورخ 24 / 9 / 1363 * * *

سپاس بر مزار

* - خاطره‌اى بس عزيز و دل‌انگيز است وقتى براى قرائت فاتحه بر مزار پدر روى و ابراز سپاس يكى از بيماران قديمى استاد را با عبارتى حك‌شده بر گوشه‌اى از سنگ قبر ببينى . در يكى از روزهاى آخر سال 1375 براى زيارت آرامگاه پدر به امامزاده عبد ا . . . شهر رى رفته بوديم . سنگ قبر به شكل كتابى قطور تراشيده و بر روى گور نهاده شده است . وقتى آبى روى آن پاشيدم در كنارهء سنگ خطوط ريزى نظرمان را جلب كرد . پس از گذشت حدود 37 سال از مرگ استاد ، مريدى حق‌شناس آرامگاه او را يافته و با نوك شيئى برنده عبارت مفصّلى مبنى بر سپاس بر آن نقش داده بود . خلاصه‌ى عبارت چنين مضمونى داشت : « رحمت الهى بر استاد دكتر عبد ا . . . خان احمديه ، طبيب بزرگوار و ابو على سيناى ثانى . . . » نه دوربينى به همراه داشتيم و نه كاغذ و مدادى تا عبارتى را كه به سختى حك شده بود ثبت نمائيم . چه تقدير و چه حق‌شناسى گرانبهاتر و بىتكلّف‌تر از اين مىتوانست وجود داشته باشد . آن هم براى طبيبى كه بىهيچ تظاهر و تبليغى خدمت كرد و آرام از اين ديار رخت
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 309 | عبد الله احمديه