تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
اسلامى ساخت . از خاطرات بستگان

بيمار تعطيل و غير تعطيل نمىشناسد

* تمركز فكرى و عشق به خدمت در استاد به حدّى بود كه اكثرا آراستگى لباس خود را به سبك آن ايام فراموش مىكرد . رسم بود آقايان از پيراهن‌هاى يقه جدا و كراوات استفاده نمايند . بسيارى روزها پدر بدون نصب يقه به پيراهن از منزل خارج و راهى مطب مىگرديد . وقتى به مطب مىرسيد نگهبان مطب متوجه نقص لباس دكتر مىشد و موضوع را به منزل اطلاع مىداد تا يقه و كراوات را به مطب رسانند . او پاى بند قيودات و تشريفات نبود ولى به‌هرحال براى رعايت مقررات زمان ، خود را ناگزير با رسوم هماهنگ مىنمود . مثلا در ايام نوروز ، عرض تبريك را به فاميل و دوستان واجب مىدانست اما حاضر هم نبود اين كار از ساعات مطالعه و مطب او چيزى كم كند . معتقد بود بيمارى كه درد مىكشد روز تعطيل و غير تعطيل سرش نمىشود . بنابراين روز اول فروردين به در منازل يك‌يك اقوام و دوستان مراجعه مىكرد و كارت ويزيت خود را با قيد عبارت « براى عرض تبريك » ، با تاى كوچكى در كنج كارت ( كه ظاهرا نشانه مصرف كارت بوده و عموميّت داشت ) ، همان دم در تحويل هركس كه در را گشوده بود مىداد و منتظر نمىماند . همه ديگر به اين روش دكتر آشنا شده بودند و گلايه‌اى نمىكردند . از خاطرات بستگان

زندگى ساده و بهداشتى

* . . . پياده‌روى ، محدوديت در صرف غذا و استفاده از ميوه و سبزىهاى مختلف و اجتناب از خوراكىهاى چرب و كنسروشده جزء برنامه روزانه استاد بود . همواره توصيه مىكرد هيچ‌گاه به هنگام صرف غذا شكوه و شكايتى مطرح نشود و به جاى آن سعى
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 293 | عبد الله احمديه