تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
سپس چند ساعت خواب و باز عزيمت به مطب . اگر رفاهى بود فقط اختصاص به خانواده داشت . او وجود خود را تماما وقف بيمارانش نموده بود . خدمت به همنوع را از هر و گذارى دل‌چسب‌تر مىيافت . به مال و منال دنيوى بىتوجه بود . مىگفت دلم مىخواست جدا از حرفه‌ام در همين گاراژ خانه در محضر حاج ميرزا طاهر تنكابنى ( فيلسوف معروف كه از دوستان صميمىاش بود ) مىنشست و كسب فيض مىكرد . او مردى با ايمان ، معتقد ، متعهد به معناى واقعى ، پاك‌دامن ، فروتن و عملگرا بود . از خودنمايى يا شهرت‌طلبى و سخنورىهاى متظاهرانه گريزان بود . با وجود امكان بهره‌ورى از زندگى مرفّه هيچ‌گاه از امتيازات خود بهره مادى نمىگرفت . او هدف زندگى را خدمت به خلق كرده بود و تا پايان عمر نيز براى نيل به اين هدف استوار ماند . رابطه او با بيمار رابطه مستقيم ، صميمى و خانوادگى بود . اين رابطه را هنوز وسايل الكترونيكى و تشريفات و تشكيلات و توقعات امروزى فاصله نيانداخته و قطع نكرده بود . او از عقل يارى مىگرفت و از دل مايه مىگذاشت . از خاطرات بستگان

وظيفه پدرى

* او پدرى با اخلاق و وجدان و خانواده‌دوست بود . با همه گرفتارىهاى حرفه‌اى هميشه مراقب اخلاق و رفتار و تحصيل ما بود . در سالهاى كودكى ، ايامى كه خانه ما در خيابان چراغ برق در جوار مطب قرار داشت معمولا بعد از ظهرهاى جمعه ، پدرم من و برادرم را به سينما مىبرد . از منزل تا لاله‌زار را پياده مىرفتيم و برمىگشتيم . در اين مسير وقت بيهوده نمىگذشت . برادرم نقص گفتارى داشت . پدر او را مكلف مىساخت در رفت و بازگشت يك‌يك تابلوهاى مغازه‌ها را بخواند و درست تلفظ كند . همت و مراقبت پدر و تشويق او و پىبردنش به استعداد برادرم در هنر نقاشى بعدها او را يكى از بهترين طراحان آنيميشن ( پويانمائى ) و پايه‌گذار نخستين فيلم‌هاى كارتون در ايران و سرانجام مفتخر به دريافت درجه دكتراى افتخارى و استادى از وزارت فرهنگ و ارشاد
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 292 | عبد الله احمديه