نحوهء زندگى ، درآمد ، خوراك ، پوشاك و روابط خانوادگى آنان آشنا بود . نقاط مختلف جغرافيايى ايران را خوب مىشناخت . از اوضاع زندگى كشاورزان ، جنگلنشينان ، مردمان صحرا ، شبانان ، گاوچرانان ، ايلات و كسبه خردهپا همان قدر آگاهى داشت كه از وضع مردمان مرفه شهرى . و اين امر عامل خوبى براى طرز درمان او بهشمار مىرفت ، زيرا از نظر او تغذيه مناسب براى معالجه اهميت بهسزا داشت . بنابراين وضع مالى بيمار را براى انتخاب دارو و تجويز رژيم غذايى در نظر مىگرفت بهطورىكه بيمار متوجه ندارى خود نشود و احساس خجالت نكند . آرى او به تمام معنا يك طبيب مردمى بود .
دو نمونه درمان با استفاده از داروهاى جديد
* نام استاد دكتر احمديه همواره مترادف با بهكارگيرى پزشكى ديرين در زمان حال آورده شده ، در كتب و مقالات منتشره از استاد نيز پيوسته توجه بدان بوده كه ابتكارات و ابداعات مشاراليه در طب گياهى مطرح گردد ، چه مداوا به روش نوين كارى عمومى است و شايد چندان نيازى به بازگو كردن شرح حال اينگونه شفايافتگان نباشد . به همين علت اكثرا از احاطه و تبحّر استاد در طب جديد غافل ماندهاند . معمولا آن استاد ارجمند با اطمينان و تجربه فراوانى كه در طول سالها طبابت از اثرات نيكو و بىعارضه گياهان در سلامت انسانها به دست آورده بود ، جهت درمان بيماران خود تركيبى از داروهاى جديد و قديم را به كار مىبست و با آزمايشهاى مكرر پاراكلينيكى مانند آزمايش خون و ادرار و استفاده از راديوگرافى و اشعه مجهول و آخرين تكنيكهاى تشخيصى زمان ، وضعيت بيماران را دقيقا تحت بررسى قرار مىداد . گاهى بيمار با مراجعه به متخصصان مدتها به درمان مىپرداخت و نتيجهاى نمىگرفت ، آنگاه به دكتر احمديه مراجعه مىكرد . ايشان با اخذ شرح حال بيمار و نوع بيمارى و آگاهى از شرايط زيست و وضعيت روحى او ، در مورد روشهاى درمانى و آزمايشهاى انجام يافته پاراكلينيكى تفحص مىنمود . اگر تشخيص صحيح و داروهاى تجويزشده توسط پزشك معالج متناسب بود بيمار را نزد همان طبيب مىفرستاد تا ادامه درمان دهد و اگر تشخيص غلط يا داروها نامناسب بود