شديم . مادر من كه به علت ابتلاء به روماتيسم بيمار دائمى آقاى دكتر بود براى آنكه ايشان از غذاهاى قهوهخانههاى بين راه استفاده نكنند غذايى مفصل مركب از سبزىپلو و ماهى قزلآلايى سرخ كرده كه خوراك مورد علاقه آقاى دكتر بود با مخلفات تهيه كرد .
بين راه اتومبيل در رودهن توقف نمود . چون آقاى دكتر از نور مستقيم آفتاب پرهيز داشتند گوشهء سايهاى را برايشان در نظر گرفتيم و بساط ناهار را پهن كرديم . ايشان با ديدن آن غذاى مفصل نگاهى به اطراف كردند ديدند مسافران ديگر هركدام در گوشهاى اطراق كرده و مشغول صرف غذاى مختصرى كه به قهوهخانه سفارش داده بودند هستند .
به ما گفتند فورا بساط را جمع كنيد و به جايى برويم كه كسان ديگر لااقل شاهد غذا خوردن ما نباشند . ممكن است دلشان بخواهد و خدا را خوش نمىآيد . ما ناچار براى كسب رضايت ايشان به داخل قهوهخانه تنگ و تاريك رفتيم و از صرف غذا در هواى خوب كوهستان محروم مانديم .
طبيب مردمى
* آنچه است دكتر احمّديه را به عنوان پزشكى صاحب سبك ، يك حكيم كامل و الا و راهنماى مردم بينوا و حاجتمند معرفى مىكند شيوه درمانى او بوده است . اغلب عزيزانى كه اعتقاد به روش معالجات آن روانشاد دارند وى را طبيبى با روش درمانى صرفا سنتى قديم پنداشته و از احاطهء وسيع او بر طب جديد غافل مانده و اصولا طرز معالجات او را نمىشناسند . معمولا آن استاد ارجمند جهت درمان بيماران خود تركيبى از داروهاى جديد و قديم را به كار مىبست و با آزمايشهاى مكرر پاراكلينيكى مانند آزمايش خون و ادرار و استفاده از عكسبردارى ، پرتونگارى و آخرين تكنيكهاى متداول زمان ، وضعيت بيماران را تحت بررسى قرار مىداد . در همه آثار منتشرشده از استاد كوشش بدان شده است تا حتىالمقدور شرح حال بيمارانى كه صرفا با روش گياهى و طبيعى تحت درمان قرار داده شدهاند آورده شود . بايد گفت كه روش درمانى استاد منطبق با شرايط خاص هر بيمار بود . او از وضع طبقات مختلف مردم عصر خود خبر داشت و به