تنبلى بدنى و ضعف قوه تفكر و تذكر در آنها پديدار و دچار فراموشى مىشوند . اين فراموشى با سنگينى سر و ترشح بينى همراه است . گاهى نيز به جهاتى رطوبت بدن يكباره به مغز رفته فراموشى آنى را موجب مىگردد .
به ياد دارم زمانى يكى از جراحان معروف ايرانى كه شهرت بهسزائى دارد در يك كنفرانس پزشكى در زمينه رشته تخصصى خود سخنرانى مىكرد . او به علت كثرت عمليات تجربى و اطمينان به قوه حافظه خود لازم نديده بود در مورد مطالب كنفرانس يادداشتى با خود داشته باشد . اتفاقا در ميانه كنفرانس يك دفعه دچار فراموشى شد . اظهار تأسف كرد كه ناگهان موضوع سخنرانى را از خاطر برده است و يادآور شد كه امروز غذا ماست و برنج خورده است .
علت اين حال آن بود كه ماست و برنج در بدن او ايجاد رطوبت و سردى نموده و در هنگام سخنرانى به واسطه توجه و هيجان عصبى ، رطوبت به مغز روى آورده و رابطه مراكز حافظه و تكلّم را كند و سپس قطع نموده است . همانند سكته دماغى ، منتهى در اينجا رطوبت دور مراكز حافظه و تكلم را گرفته ، مانع جريان ارتباطى بين آنها شده ولى خرابى ايجاد نكرده است .
شايسته است معلمان و آزمايشگران اين قوانين موضوعه و نظرات تجربى قدما ، به ويژه ابو على سينا را به هنگام پرسش و آزمايش از كودكان به خاطر آورند و متوجه اين نكته باشند ، زيرا بسيارى از كودكان و نوجوانان ساعى و كارى هستند منتهى در موقع برگزارى امتحان و طرح سؤالات ناگهان دچار چنين عارضهاى مىشوند . بنابراين حقا اينها را نبايد افرادى تنبل و كمكار دانست ، بلكه بايد به سابقه آنها توجه نمود تا حقيقت روشن گردد . اينگونه اطفال را نبايد از حقشان محروم ساخت . مردود نمودن آنان منصفانه نيست . علم پزشكى اين امر را معلول علتى مىداند كه موقتا عارض شده و به زودى بر طرف خواهد شد .
از سوى ديگر اولياى اطفال نيز بايد به طبيعت بچههاى خود و اثرات اغذيه گوناگون در روحيه و حافظه آنان توجه داشته باشند . خود محصلين هم بايد متوجه اين امر گرديده
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٢٣٣