تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
هامش
- نموده بنوشانند كه مسهل سبك و بىآزارى است و يا اينكه ممكن است آلو را بعد از جوشانيدن با داروهاى فوق جدا كرده و ما بقى را صاف و سپس با آلو به بيمار بخورانند . بعد از تنقيه كامل بدن لازم است بيمار چندى در صورت امكان شير بريده ميل كرده و نيز همه روزه دو مثقال تخم گشنيز و يك مثقال تخم خرفه را شيره كشيده به او بنوشانند . زيرا اين دارو علاوه بر تصفيه بدن ، مسكن اعصاب ، مدر و خارج‌كننده اورات‌ها مىباشد و در تپش قلب و رفع هيجان زياد مفيد است . اين دستور و روش بهترين روش درمان كبد است . يكى از علت‌هاى عمده فشار خون ناشى از هيجان عصبى است . نگارنده در خانمى كه فشار خون داشت ، به ياد دارم در موقع آزمايش و تعيين فشار خون او يادى از جدائى و طلاق دخترش نمود . سرگذشت را چنان با هيجان تعريف مىكرد كه ناگهان ديدم فشار خونش از 25 هم گذشت . با كمال وحشت از سكته او بناى شوخى و به اصطلاح خوشمزگى را گذاشتم كه هيچ وقت در حالت عادى قادر به چنين بيان و شوخى و لودگىها نبوده و نيستم . با انصراف فكرى در بيمار ، او را بخنده انداختم و خوشبختانه فشار به سرعت پايين آمد و ماجرا به خير گذشت . * بهترين دارو براى همگان خوردن مقدارى گل بيدمشك است كه مسكن خوبى مىباشد و در صورت لزوم گرفتن خون هم توصيه مىشود . * پيشينيان در خونگيرى و كم كردن آن اطلاعات و تجارب كاملى داشتند و اغلب بجا و به موقع خون مىگرفتند . به‌طورى كه در كتاب ذخيره خوارزمشاهى آمده ، دانشمند بزرگوار محمد ذكرياى رازى در مورد سنگ كليه و مثانه مىنويسد « در بسيارى از مردم بعد از رگ زدن درد ساكت شده و سنگ به آسانى بيرون آمد » پاره‌اى از اطباء بجا و بىجا فصد مىكردند . ازاين‌روست كه اختلاف‌نظر در مورد استعمال آن پيدا شده است . در اشخاص نقرسى و دياتزيك و فرزندان آنها ( با طبيعت بلغمى ) هر وقت سرگيجه ، گرفتگى ، خفگى و نيز دردهاى مختلف در نقاط بدن پيدا شود ، گو آنكه فشار خون از حد طبيعى هم پائين‌تر باشد اگر مقدار كمى به ميزان چند مثقال خون گرفته شود اغلب رفع عوارض مذكور را در آنها مىنمايد . چند بار اتفاق افتاد كه اين‌گونه بيماران را براى آزمايش واسرمن و تعين مقدار اوره خون به آزمايشگاه فرستادم ، همان مقدار خونى كه براى انجام آزمايش از آنها گرفته شد رفع عوارض فوق را در آنان نمود . * بيمارى كه مبتلا به بواسير بود و گهگاهى خون از او جارى مىشد . چند روز دفع خون از او نشده بود . در دهانش كفى ايجاد مىشد . مزه دهانش تغيير كرده و لب او به سياهى گرائيده بود . با همان مقدار مختصر خونى كه براى تعيين مقدار اوره گرفته شد رفع حالات مذكور از او گرديد ، ضمنا اشتهايش هم افزايش يافت . * مرحوم حاج ميرزا وفا كه يكى از اطباى زمان ناصر الدين شاه بوده است در يادداشت‌هاى خود چنين -