درمان - براى انحراف خون از سر به پا و رفع سنگينى سر كپسول صبر زرد و جوششيرين تجويز كردم كه هم لينت مزاج مىآورد و هم صفرا و بلغم را دفع مىكند .
همچنين عصارههاى گياهى لازم از قبيل تخم خيار ، تخم گشنيز ، تخم خربزه ، تخم كدوى شيرين برايش نوشتم . دستور دادم گهگاهى نيز شربتى مركب از اسيد فسفريك و فسفات دوشو را مورد استفاده قرار دهد .
سرانجام بعد از آنكه فشار خون به حدود 19 - 18 رسيد و حد اقل آن هم تنزل كرد ، گفتم شبى يك مثقال هليله سياه بخورد . همچنين تا مىتواند هر روز از عصارهها و گاهى هم از صبر زرد و جوششيرين استفاده كند . مدت دو ماه بدين دستور رفتار كرد . فشار گاهى زياد و زمانى كم مىشد تا اينكه بالاخره فشار به حد اكثر 16 حد اقل 8 رسيد . با وجود حصول نتيجه دلخواه ، سپردم هليله سياه را اغلب شبها و عصارههاى گياهى را اقلا هفتهاى دو بار بخورد تا دوباره فشار بالا نرود . علت بيمارى او از سوء مزاج بود .
بيمار سى و سوم ( فشار خون )
شخصى ميانقد كه طبق تعريف علمى داراى ساختمان فوق كليوى قوى بود ، ( دارندگان غده فوق كليوى قوى و درشت ، ميانقد ، قوى ، پركار و پرطاقت بوده و سينه پهن و كمرى نسبتا باريك دارند ) و رنگى گندمى ، برافروخته و طبيعتى صفراوى داشت و از دودمان سوءمزاجىها ( دياتزيك ) بهشمار مىرفت ، روزى به مطبم آمد . طبق اظهار مدتها احساس كسالتهاى مختلف در خود مىنمود . مثلا گاهى دوار و زمانى كمردرد و پارهاى اوقات زانودرد مىگرفته . گاهى به فكر فرو مىرفته و از كار زود خسته مىشده .
حتى گاهى در راه رفتن پاهاى او درد مىگرفته و چند قدمى مىلنگيده و باز به راه مىافتاده . فشار خونش گاه از 20 تجاوز مىكرده . اعصابش شوريده و از قواى بدنى ، فكرى و جوانىاش كاسته شده بود . معالجات بسيار كرده و داروهاى مختلفى خورده ، خونها گرفته ولى نهايتا نتيجهاى به دست نياورده بود و هر بهبود هم كه حاصل مىشد موقتى بود . كسالت او با خوردن پارهاى از غذاهاى گرم شدت مىيافته است . بالاخره به