سال جارى ( 1328 ) باز فشار خون بالا رفت . حالى نظير سكته ناقص به او دست داد . باز با پرهيز و امساك در خوراك و استفاده از صبر زرد و داروهاى ديگر تخفيف بسيار يافت .
فشار خون كه 21 بود به 13 رسيد . اينبار نسخه زير را به او دادم :
1 - جوشانده ريشه خطمى 6 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 ، زيره سبز 1 ، پوست ريشه كبر 3 ، و انيسون 1 ل .
2 - روغن بادام شيرين 10 ل .
3 - شربت
Normacol
( روزى يك قاشق سوپخورى )
چند روز از داروها استفاده كرد در نتيجه لينت مزاج پديدار و فشار خون كه سالها از 19 كمتر نمىشد و حد اقل آن 12 بود به 6 / 15 رسيد .
توضيح آنكه در اين مدت سه چهار سال كه نزد اينجانب معالجه مىكرد گهگاه خونريزىهائى نيز در نقاط مختلف بدن او پيدا مىشد . حتى يك بار شريان ته چشم او پاره شد و مختصر خونريزى در شبكيه چشم رخ داد كه با پيروى از دستور آقاى پروفسور صدوقى و اينجانب رفع آن شد . با خوردن جوشاندههاى طبيعى كه تجويز نمودم لكههاى سياه پشت دست و نقاط ديگر بدن به تدريج و تقريبا رو به زوال گذاردند .
بيمار سى و دوم ( فشار خون )
يكى از دوستانم آقاى و . كه از بستگان جناب آقاى ميرزا محمد صادق طباطبائى است دچار فشار خون و عوارض ناشى از آن شده بود . به بسيارى از متخصصان فن و پزشكان مشهد مراجعه نمود و طبق دستورات آنها رفتار كرد ولى هيچگونه بهبود در حال او پديدار نگرديد . هميشه فشار خون او حد اكثر بين 22 و 23 و حد اقل 15 بود . بالاخره به اينجانب مراجعه كرد .
در معاينه تنبلى كبد و خستگى كليه مشهود بود و رودهها هم درست تخليه نمىشدند .
رنگ چهره خفه و تار و زبان از بارهى نازك صفرا اندوده بود ، كه دليلى بر زيادى صفرا در مزاج بود . روى گونههايش رگهاى ريز قرمز رنگ به چشم مىخورد .