بخواند و بدون كمك ديگران در باغ گردش كند . شكايتى هم از حال خود نداشت . با همه اينها دوستان به ظاهر متجدد به اصرار او را براى تتمه معالجه به نزد پزشكان مورد علاقه خود بردند . هريك تشخيصى دادند و معالجات زيادى كردند . در نتيجه كبد و كليه او ناتوان و خستهتر شده و سكته ثانوى رخ داد . بار سوم به اصرار و ابرام به من مراجعه كردند . اينبار هم طبق دستور گذشته به درمانش پرداختم . بهبود نسبتا زيادى حاصل گرديد ولى ديگر مثل سابق در چشمها ديدى پيدا نشد . اين خانم هنوز تحت معالجه بود كه اينبار به سفارش ملكه پهلوى به بيمارستان انتقال داده شد . در آنجا به علت هواى سرد بيمارستان دچار بيمارى گريپ و برونشيت سختى گرديد . به ناچار او را به منزل باز گردانيدند كه ظاهرا امكانات بهترى داشت . در همين ايام با عوارض ريوى ، اورمى و برونشيت دچار سكته ديگرى شد و سرانجام به رحمت حق پيوست .
بيمار سى و يكم ( فشار خون )
آقاى حسين ب . بيش از هشتاد سال سن داشت و مدتها به بيمارى تصلب شرايين و فشار خون مبتلاء بود . ايشان يار و همنشين جناب آقاى ميرزا محمد صادق طباطبائى بود و معظم إله همواره مراقب حال او بودند . از طرفى منزل آقاى طباطبائى به لحاظ شخصيت و معروفيت مشاراليه كانون سياست و رفتوآمدها بود . پزشكان معروف تهران نيز به آن خانه آمدوشد داشتند به همين مناسبت دستورات و داروهائى هم به آقاى حسين خان مىدادند . نگارنده چند سالى بود براى معالجه آقاى طباطبائى به منزل ايشان مىرفتم .
براى رفع فشار خون حسين خان هم دستوراتى از داروهاى گياهى از قبيل عصارهها و هليله سياه و صبر زرد و غيره دادم . اين داروهاى طبيعى مفيدتر و مؤثرتر واقع شدند . فشار خون ايشان معمولا 22 بود و گاهى به 24 و بيشتر از آن و گاهى به 18 و حداقلش به 14 و گاهى به 13 مىرسيد . چند بار در اين مدت سكته خفيف به او دست داد كه با اخراج خون و مسهل و مليّنات رفع آن گرديد . سال گذشته نيز سكته خفيف و ناقصى كرد و چند روز بسترى شد . با استفاده از مسهلها و مخصوصا صبر زرد و جوشاندهها رفع آن گرديد . در