تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
اسطوخودوس ، بابونه ، انيسون ، بادرنجوبه ، زيره سبز و بسفايج . - در تاريخ 27 / 11 / 36 پدر كودك نزدم آمد . اظهار داشت در نتيجه استفاده از داروهاى شما حال بچه به كلى خوب شده و با بچه‌هاى ديگر به بازى و دوندگى مشغول و همين امر سبب تعجب همه ما شده است . چندى بعد خبر يافتم كه كودك در زادگاهش دچار ذات‌الريه سخت و سرخك گرديده كه به علت عدم مراقبت و درمان به موقع متأسفانه زندگى بازيافته خود را مجددا از دست داده و بدرود حيات گفته است . در اينجا لازم به تذكر مىدانم كه تنها تشخيص پزشك و تجويز داروى مناسب نمىتواند ضامن سلامت بيمار گردد بلكه يكى از شرايط اساسى براى تداوم سلامت مراقبت از بيمار و حفظ او از آسيب‌هاى مختلف وارده مىباشد . در مورد امثال چنين كودك نوشكفته‌اى مراقبت و توجه بايد بيش از پيش رعايت مىگرديد .

بيمار يازدهم ( اعصاب )

روزى يك بيمار كه مدت بيست سال دچار جنون شده و موجودى عاطل به حساب مىآمد و مدتى نيز در تيمارستان بسترى بود را به نزدم آوردند . براى درمانش مقدمتا چند منضج و مسهل از صبر زرد دادم . بعد معجون پوست هليله كابلى ، آمله مقشّر ، بليله ، تربد و افتيمون و . . . تجويز كردم . اين معجون را در آرامش روان و درمان جنون بسيار آزموده‌ام . اين بيمار نيز با استفاده از همين داروها به تدريج سلامت روانى خود را بازيافت . توصيه مىشود پزشكان محترم پس از يأس از هرگونه معالجه‌اى از اين معجون در آخرين مرحله به كار برند و نتيجه نيكوى آن را مشاهده كنند .

بيمار دوازدهم ( اعصاب )

در تاريخ 8 / 2 / 36 بانو فاطمه م . چهل ساله ساكن روستاى قره‌خوش از توابع زنجان به
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 115 | عبد الله احمديه