نيست بلكه عصب آن فلج شده و بدان علت قطرهقطره ترشح مىكند و سبب عدم بهبودى در عرض اين مدت نيز همين بوده است .
رودهها تنبل شده و تخليه كامل صورت نمىگرفت . بيمار دچار تشنج ( اسپاسم ) و سستى و ضعف رودههاى بزرگ بود . معدهاش نفخ و گاز زياد داشت و به حال اتساع درآمده بود . بيمار همچنين سابقه اسهال خونى داشت كه درمان آن كامل نشده بود و انگيزههائى در رودهها و دستگاه گوارش بجاى گذارده بود . همين عوارض سرانجام منجر به ضعف اعصاب و سيلان منى در او گشت .
طبيعت بيمار " سرد " شده بود . ازاينرو داروئى لازم بود كه در آن واحد نفخ معده و روده را بخواباند و ايجاد حرارت و گرمى در بدن نموده ، ورم روده را بهبود و درمان كرده و مقوى اعصاب و رافع سيلان منى باشد .
درمان
كندر 2 ل ، مصطكى 1 ل ، سياهدانه 2 ل ، رازيانه 2 ل ، شكر سفيد 12 ل تجويز شد كه آنها را كوبيده و آميخته و غااوت بسازند و روزى سه تا چهار قاشق چاىخورى با هر وعده غذا بخورد .
معجون ازاراقى و نيز داروهاى مقوى ديگر نظير گليسر و فسفات دوشو و تزريق لسيتين و . . . . تجويز شد .
بهر اندازه كه اسپرماتورره كمتر مىشد حال بيمار هم بهتر مىگشت . برخى از داروهاى ملين مقتضى نيز همراه شد . بالاخره پس از مدتى درمان بيمار به كلى خوب و بهبودى يافت .
يادآورى نمايم كه براى روده و كبد آب هويج و جهت روده سير تجويز نمودم كه در اثر پيروى از اين دستور بتدريج كار دستگاه گوارش او نيز به حال عادى و طبيعى درآمد .
* * *