تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
دچار عصبانيت سختى گرديده بود . سرانجام حال او منتهى به اختلال مشاعر شد و به تيمارستان منتقل گرديد . چند ماهى را بدون نتيجه در تيمارستان سپرى كرد تا آنكه باميد درمان بروش قديم باينجانب مراجعه نمودند . پس از معاينه ، علت اين شوريدگى اعصاب را از سيلان منى فهميدم . زيرا از اين نوع بيمار زياد داشتم . داروئى كه در كتابهاى قديمى پزشكى نوشته‌اند در اين‌گونه بيماران چندان مفيد نيافتم . ( زيرا فهميدن طبائع شرط است تا نتيجه بدست آيد ) در يكى از يادداشت‌هاى پزشكان گذشته از " كندر " بعنوان داروئى مؤثر ياد شده بود . نگارنده در بسيارى از مبتلايان به سيلان منى آن را آزمايش كرده و نتايج بسيار نيكو بدست آورده بودم و نيز آن را به ميزان‌هاى مختلف و با يارى و كمك داروهاى ديگر در بسيارى موارد به كلى قاطع يافته و باشكال گوناگون استعمال كرده از فوائدش آگاه بودم . لذا دستور دادم چند روزى از اين دارو با داروهاى ديگر كه در واقع كمك آن محسوب مىشدند درست كرده به بيمار بخورانند . همچنين دستورات ديگرى براى ملين نمودن مزاج و دفع سموم بدن از اين راه دادم . كم‌كم از سيلان منى كاسته و حال بيمار رو به بهبودى گذارد و در حدود كمتر از دو ماه درمان خوب شد . * * * در چند سال پيش به بالين بيمارى بسترى شده رفته بودم كه به علت ضعف زياد اعصاب توانائى حركت و نشستن را نداشت . بسيار شوريده ، گرفته و كم‌تحمل بود . با برخورد به اندك كارى كه بر خلاف ميلش انجام مىگرفت فرياد مىكشيد و بسر خود مىكوفت . گاه شدت عصبانيت به حدى مىرسيد كه بيحال و نيمه‌جان مىگشت . در پرسش ، معلوم شد كه بيمار از زندگى مرفهى برخوردار مىباشد . مدتى است دچار خستگى و بىميلى به كار و تيره شدن افكار ، اندوه بىجهت و بدبينى و عدم رضايت گرديده است . معالجات زيادى كرده و از انواع داروها نيز استفاده نموده ولى باز روز به روز بىحال‌تر مىشده است . بيمار تب هم نمىكرده است . در بررسى دقيق مشاهده شد كه " رفلكس كرماسترين " به كلى از بين رفته است . اين نشانه در مبتلايان به سيلان منى ( اسپرماتورره ) هميشه موجود است . گاه در ابتدا اين رفلكس خيلى زياد مىشود . بعدا رو به كاهش مىنهد . هر قدر سيلان بيشتر شود كاهش آن هم زيادتر مىگردد تا اينكه بالاخره از بين مىرود . اينجانب توجه به سيلان منى نموده معلومم شد كه گيرى در خروج منى