سيلان منى
مايع مترشحه بيضهها را منى گويند . اين مايع از بيضهها و از طريق مجارى جداگانهاى داخل كيسه مشترك كوچكى كه در زير مثانه قرار گرفته شده و بتدريج در آن جمع و ذخيره مىگردد . در مواقع لزوم سر اين كيسه باز شده و محتواى آن وارد مجراى ادرار مىشود و از اين راه بخارج مىريزد .
گاه عصبى كه وظيفهدار بستن سر اين كيسه است سست و ناتوان مىشود . گير آن كم شده و نمىتواند درست انجام وظيفه نمايد . ازاينرو كمكم منى داخل مجراى بول شده و خارج مىگردد . چنين حالتى را " سيلان منى " خوانند .
گاه اين سستى چنان است كه فقط در اثر معانقه و قبل از دخول و يا نزديكى بفوريت انزال صورت مىگيرد . چنين حالتى را " سرعت انزال " نامند .
اين عارضه بيشتر در مبتلايان به ضعف اعصاب ارثى يا اكتسابى ( نوبه ، سيفليس ، گريپ ، سوء هاضمه و بويژه يبوست و . . . ) و نيز جلق ، مقاربت و مسموميتهاى گوناگون روى مىدهد .
در ترشحات بيضه دو چيز مهم است :
1 - نطفه كه براى بقا و ازدياد نسل مىباشد .
2 - هورمون كه سبب تقويت ، استقامت و نشاط عصب مىگردد . اگر اين مايع به مغز و اعصاب به اندازه كافى نرسد سستى ، خستگى و بىميلى به كار و نيز فراموشى و تندخوئى و عوارض ديگر پديد مىآيد .
سيلان منى ، بيمارىايست كه بيشتر در شهرنشينها و افرادى كه به كارهاى فكر و ادارى اشتغال داشته و غالبا از هواى آزاد محروم هستند عارض مىگردد .
سيلان منى داراى آثار و عوارض بيشمار است . در اينجا برخى از مشاهدات خود را مىنگارم :
جوانى از دانشجويان نظامى اعزامى به فرانسه ، بهنگام سواركارى از او اخراج منى مىشد . در بيمارستان نظامى شهر ليون مدتى بسترى و تحت درمان قرار گرفت ولى مفيد واقع نشد . در پاريس نيز نتيجهاى از معالجات متخصصين فن نديد .
در بازگشت به ايران ، در اثر اندك خستگى باز بىخبر منى جارى مىشد . رفتهرفته اين حالت شدت يافت . از طرف ديگر گرفتاريهاى خانوادگى نيز مزيد بر علت شد بهطورىكه كنترل كيسه منى از بين رفته و مايع پيوسته ترشح مىگرديد . هرگونه داروئى بىتأثير شده و بيمار نيز