دادم . اما بيمار ديگر شكايتى نداشت . تب به او عارض نگرديده بود . حالش عادى و خوب بود .
* * * در تاريخ 12 / 1 / 28 بانو عصمت ب . بواسطه ابتلاء به بيمارى نوبه مزمن و سرماخوردگى به مطب اينجانب رجوع نمود . در ضمن معاينه و بيان حال خود اظهار داشت : هشت سال است در اول بهار دچار كسالت و خستگى ، بيحالى و بىميلى به كار مىشوم كه تا آخر پائيز دوام مىيابد . هرگونه معالجه و دارو بىاثر بوده است .
طريق بروز بيمارى چنين است كه هر بامداد يك عشر تب مىآيد و تا عصر به نيم درجه مىرسد كه با ضعف ، بىحالى و بيحسى و دردهاى بدن همراهست . مزاج نيز معمولا يبس است و طبيعتم سرد . اين تب و حالات مذكور گاه دو سه روز در هفته بروز مىكند .
بيمار از بيماريهاى ارثى و اكتسابى چيزى بخاطر نداشت .
معاينه
در معاينه طحال قدرى بزرگ و كيسه صفرا حساس و كمى دردناك و كبد هم اندكى بزرگ بود . بيمار يبوست تشنجى داشت . تخليه كامل واقع نمىشد . روده بزرگ ابتدائى حساس و از مدفوع آكنده بود .
درمان
براى تخليه مزاج و دفع مدفوع از روده بزرگ ابتدائى ، تنقيه از شكر سرخ 12 ل ، گل خطمى 2 ل ، گل پنيرك 2 ل ، تاجريزى 4 ل ، نمك طعام 1 ل تجويز نمودم .
براى رفع گريپ نيز مرزنجوش 1 ل و براى جلوگيرى از نوبه و رفع آن پوست بيد 3 ل ، ريشه كاسنى 2 ل ، بابونه 1 ل و اصل السوس 2 ل دادم كه توأما جوشانيده و بنوشد . بيمار چند روز تنقيه بطور مرتب نمود و جوشاندهها را خورد و بعدا هرچند گاه اقدام به تنقيه كرد ولى جوشاندهها را بيشتر روزها مصرف مىنمود و سرانجام نتايج خوب و بهبودى زياد در حال خود احساس كرد .
در تاريخ 7 / 2 / 28 باز رجوع نمود . خيلى از دستورات راضى بود . اينبار تخم خربزه 3 ل ، تخم گرمك 2 ل ، تخم كدوى شيرين 2 ل و تخم خيار 2 ل دادم كه شيره كشيده ميل كند .
همچنين بسفايج 3 ل ، پوست بيد 3 ل ، ريشه كاسنى 3 ل ريشه ايرسا 2 ل و اصل السوس 2 ل نيز دادم كه جوشانده و همهروزه ميل نمايد . شراب پوست كنكينا هم اضافه شد . دستور دادم