بعد از سه سال يعنى در تاريخ 2 / 6 / 28 ايشان بار ديگر به مطب آمده و اظهار داشتند هرگاه يبوستى عارض مىگردد ادرار نيز بند مىآيد . در اين حالت چنانچه تنقيه نمايم مزاج پاك و ادرار گشوده و به حال عادى و طبيعى جريان مىيابد . البته در اين هنگام به شيره خنك و حب ارمنى مركب هم گاهى متوسل مىشوم .
بديهى است اگر دستورات و روش من نبود با سنى نزديك به صد سال و ضعف مزاج زندگى براى ايشان دشوار و بلكه محال مىنمود .
تاكنون بسيارى ديگر از مردان كهنسال را كه به علت خوددارى و ضبط ادرار دچار حبس - البول گرديدهاند تحت درمان قرار داده و معالجه نمودهام . يادآور مىشوم كه عصبانيت در حبس البول بيشتر كمك مىكند .
گويند انوشيروان پادشاه ايران ، طبيبى داشت دانشمند و آزموده بنام " ساروق " يا " بيادوق " كه بسيار مورد توجه و اعتماد شاه بود . اين پزشك چون بسيار پير گشته بود از اين رو انوشيروان از او خواست چند دستور بهداشتى برايش بنويسد . او نيز ده دستور كه به ده پند بيادوق مشهور است نگاشت . يكى از آن ده پند اينست كه :
اگر نياز به اخراج ادرار داشتيد در نگهدارى آن خوددارى ننمائيد حتى اگر سوار بر اسب هم بوديد همان جا آن را رها سازيد . "
* * * آقاى سيد ابو القاسم ع . ن . از مجتهدين مازندران به علت ابتلاء به ورم پروستات به مطب مراجعه و چگونگى حال خود را بشرح زير بيان داشت :
" در سال 1360 هجرى شبى در صحن حياط خوابيده بودم . باران گرفت اعتنائى بدان نكردم و از بستر خود برنخاستم . تا آنكه پس از مدتى ناچار از جاى برخاستم و به اتاق رفتم چند ساعت بعد كه خواستم ادرار نمايم ديدم ادرار قطرهقطره مىآيد . اين وضع تا ظهر به همين منوال بود و از ظهر به كلى بند آمد تا آنكه مرا به بيمارستان نجميه منتقل كردند .
آقاى دكتر . . . متخصص بيمارى مجارى ادرار نزديك هفتاد دقيقه وقت صرف كردند ولى هرچه ميل زدند مفيد واقع نشد . سرانجام با عمل جراحى دفع ادرار گرديد . پس از خروج از بيمارستان شبهنگام ادرار بطور خودبخود همراه با خون جارى شد . روز بعد باز به بيمارستان رفتم . آقاى دكتر . . . و پزشكان ديگرى كه مرا مورد معاينه قرار دادند اظهار داشتند غدهاى در مجراى مثانه و ادرار است و سن شما اقتضاى عمل جراحى را نمىكند . ايشان تجويز كردند كه به ييلاق بروم و در هواى خنك آنجا با خوردن شير و ماست شايد بهبودى حاصل نمايم . طبق دستور رفتار كردم تا سه ماه ادرار درست
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٢٣٢