دفع مىشد بعد ناگهان حدود دو شبانهروز از مجرا خون جارى گرديد ولى بدون معالجه بند آمد . تا دو ماه ديگر هم آسوده بودم . پس از آن دوباره ادرار بند آمد . به بيمارستان سينا مراجعه كردم . ميل زدند و قريب دو ماه را به آسودگى گذراندم .
سال گذشته به ييلاق رفتم در راه از قاطر پرت شدم از صدمه آن ادرار بند آمد و زير دلم ورم زيادى كرد . مرا به گچسر بردند . در آنجا پيرمردى ميلى در مجراى من كرد قريب يك چارك خون قرمز بيرون آمد . بعد از دو ساعت دوباره ميل زد و ادرار باز شد . روز بعد هم ميل زد و باز ادرار خارج گرديد . هنگامى كه به تهران رسيدم در بيمارستان سينا بسترى شدم و ميل دائمى گذاشتند كه ادرار هميشه بوسيله آن مىآمد .
مدت سه ماه و نيم بدين منوال گذشت .
بالاخره گفتند بواسطه ضعف مزاج و كبر سن عمل جراحى براى شما خطرناك است .
لذا با همان وضع يعنى با بودن ميل در مجرا مرا از بيمارستان خارج نمودند . اينك نزديك يك ماه است كه در منزل با همين وضع خوابيدهام و از بيمارستان يك نفر براى شستشو مىآيد . ادرار فقط از راه ميل خارج مىگردد . "
او را مردى فاضل و محترم ديدم كه از هر جهت قابل رعايت و همراهى بود . مزاجى ضعيف و ناتوان داشت .
در معاينه آثار تصلب پروستات حس نشد . ازاينرو به او مژده بهبودى دادم . دستور دادم تا چندى كماكان از طرف بيمارستان او را شستشو دهند تا داروهاى من اثر خود را ببخشد .
درمان
حب ارمنى مركب و مرهم ضد ورم پروستات و شيره خنكهاى گوناگون مربوط به آن را تجويز كردم . طبيعت او " سرد " شده بود . لذا رعايت " مزاج سرد " از يك سو و " گرمى مثانه " از سوى ديگر لازم بود . با پيروى از دستور رفتهرفته بهبودى پديدار شد .
حب سياه ، داروى ويژه دفع سنگ كليه مخصوصا اگزالات نيز دادم . پس از چند روز ميل از مجرا برداشته شد . ادرار قطرهقطره و بعدا پيوسته گرديد .
ابتدا تحمل مثانه كم بود . ساعتى چند بار ادرار مىكرد . كمكم از ورم مثانه كاسته گرديد و دفعات ادرار كمتر شد ولى مقدار بولى كه دفع مىشد در روز به چند ليتر مىرسيد .
( بيمار ميزان ادرار را اندازه گرفته بود و تا 5 ليتر تخمين زده مىشد ) .
در آزمايش ادرار قند نبود . معلوم شد سبب آن از اختلال عصب و ديابت بىمزه
Diabete insipide
است . براى رفع ديابت او بفكر تهيه معجونى برايش افتادم كه آن عبارت بود از كندر ، مصطكى و شاهدانه . اين داروها اثر بسيار خوبى در اعصاب او