تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
نسخه اين دارو را به او دادم و طرز ساختن آن را به او آموختم تا ديگر نيازى به ديگرى نداشته باشد . پيروى همين دستورات به كلى او را آسوده از بيمارىاش ساخت . و در حال حاضر نيز هرگاه اندك دغدغه‌اى در خود احساس مىكند از اين دارو مىخورد و رفع ناراحتىاش مىشود . * * * در تاريخ 20 / 11 / 26 بانو زاهدى به مطب مراجعه و شرح‌حال خود را اين‌طور بيان كرد : " هشت سال قبل به گريپ دچار شدم پس از آن سرگيجه عارض شد . اين سرگيجه سالى يك بار اتفاق مىافتاد اما حالا يك سال است كه هرچند روز يك بار بروز مىكند . نزد اطباى معروف تهران معالجات زياد كرده‌ام ولى هيچ‌يك مفيد و مؤثر واقع نگشته است . بروز بيمارى چنين است كه در حين خواب ، يا راه رفتن و يا حرف زدن ناگهان عارض مىگردد . رنگ صورت مىپرد دست و پا سرد مىشود و حالت استفراغ دست مىدهد . به‌طورىكه به زمين مىافتم و ديگر چيزى درك نمىكنم . در اين حال ادرار بخودىخود مىآيد . اين وضع مدت يك ربع ساعت طول مىكشد سپس دوباره ممكنست تجديد شود . تا سه چهار روز بعد از اين عارضه كسل هستم . غالبا عطسه زياد مىكنم . بينىام خشك مىشود و مزاج نيز يبس مىگردد " . در معاينه و تحقيق علت بيمارى را از يبوست و " سردى مزاج " و بند آمدن آب بينى و سوء مزاج ارثى از سودا ( دياتزيك ) فهميدم . ماده گريپ در حجرات استخوان پرويزنى مانده و موجب بروز اين عوارض مىگردد . سوء مزاج ارثى نيز دخيل بوده و اين سه علت روى هم موجب بروز حالات عصبى يادشده مىگردند .

درمان

حب مركب از انغوره 10 سانتىگرم ، صبر زرد 15 سانتىگرم ، عصاره بلادن و ژوسكيام از هريك نيم سانتىگرم داده شد كه روزى دو تا سه عدد ميل كند . همچنين روغن احمديه به بينى او ريختم . بعلاوه جوشانده از فرنجمشك ، مرزنجوش و اسطوخودوس تجويز كردم تا دفع " سردى و سودا " نمايد . با استفاده از اين داروها به زودى بهبودى زيادى در حال بيمار پديدار شد ، بگونه‌اى كه خود اظهار داشت حالم طبيعى شده و هيچ كسالتى ندارم . داروها تكرار گرديد . روغن بينى هم تجديد شد . در 26 / 11 / 26 براى ششمين بار روغن به بينى او ريخته شد . ترشح بينى زياد و سرگيجه خيلى كمتر شده داروها تكرار گرديد .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 225 | عبد الله احمديه