مىشد .
8 - مدتى مبتلا به سردرد بودم . وقتى عينك زدم سردردم به كلى مرتفع گرديد .
9 - اغلب در هنگام خواب ارتعاش به من دست مىدهد و از خواب بيدار مىشوم .
10 - چند سال در هندوستان مقيم بودم و عادت به خوردن ادويه داشتم و اغلب غذاى تند مىخوردم .
11 - سردىها بمزاجم هيچ سازگار نيست .
از نوشته بالا چنين آشكار شد كه بيمارى از " رطوبت و باد بواسير " است و روماتيسم هم افزوده شده است .
در اينجا داروئى لازم بود كه رفع همه اين عوارض را نمايد . لذا مقل ازرق را كه داراى اين خاصيت مىباشد تجويز نمودم كه علاوه بر داروهاى قبلى روزى يك مثقال از آن بخورد .
در 18 / 6 / 28 با استفاده از داروها حالت نشاط و انبساطى به او دست داده بود . مزاج به عكس سابق كه يك بار آن هم با تشنج و سختى و تكهتكه دفع مىنمود روزانه دوبار عمل مىكند تشنجى ندارد و مدفوع پيوسته است .
ترشح آب از دهان متوقف گشته . معده ديگر چنگ نمىزند و هربار نياز به خوردن ندارد ادرار زياد و اشتها بهتر شده است . در راه رفتن احساس خستگى نمىنمايد . درد پاشنه پا بر طرف و ديد در چشم پديدار گشته است . داروها تكرار شد . ريشه توت سفيد به آنها اضافه گرديد . روغن احمديه دادم كه همهروزه به بينى خود بريزد .
در تاريخ 1 / 7 / 28 آقاى چ ، چ . بيمار ديگرى را بنزدم راهنما شد . اينبار برآمدگى چشمش خيلى كم گرديده بود به نحوى كه برآمدگى چشم ناشى از فشار بدشوارى تشخيص داده مىشد . حدقه چشم هم تنگتر شده و ديدش بيشتر گرديده بود . حالات بيمار روىهمرفته خيلى بهتر به نظر مىآمد .
در تاريخ 12 / 7 / 28 در معاينه حال بيمار باز هم بهتر شده . نيمه خارجى چشم بهتر از نيمه داخلى مىديد .
در 26 / 8 / 28 مجددا به مطب آمد . بسيار از حال خود راضى بود . اظهار داشت روغن بينى را همهروزه در بينى مىريزد . يك روز پس از ريختن روغن به قدر يك استكان آب از بينى جارى شده و موجب راحتى و آسايش او گرديده است . مىگفت روز به روز ديد چشم بيشتر مىشود . نسخه تجديد شد .
چندى قبل ملاقاتى از او كردم . اظهار داشت اكنون خطوط درشت را با اين چشم مىخوانم حال مزاجيم بسيار خوب شده است . نيروى جوانى كه خموده و سست بود به حال اول برگشته است . بعلاوه اغلب روزهاى جمعه به شكار مىروم . سبك و چابك شدهام و هيچ خسته نمىشوم .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٢٢٠