از گزارش او چنين استنباط شد كه دچار سوء مزاج ارثى ( سردرد و بواسير ) است و سموم حاصل از آن " مشهور به باد " موجد اين بيمارى مىباشد . شايد هم با سيفيليس يار و همدست شده باشد . ورم قولون نيز مزيد بر علت است . به همين جهت است كه داروهاى تجويزشده تاكنون مانند نئوسالوارسان و امثال آن براى سيفيليس چندان مؤثر واقع نگرديده است .
در اينجا داروئى لازم بود كه ملين و محلل و پاككننده باشد و قدرت پادزهرى داشته باشد و سموم را از سراسر نقاط بدن جلب و دفع كند . همچنين بتواند ورم قولون مزمن را اصلاح و درمان نمايد . ازاينرو مقل ازرق و مرمكى را برگزيدم كه داراى چنين خواصى هستند و بويژه دافع " باد بواسير " مىباشند .
درمان
ده بسته مقل ازرق و مرمكى ( محتوى يك مثقال از هريك ) تجويز شد كه مدت ده روز ميل كند و پس از آن نتيجه را اطلاع دهد .
در 7 / 7 / 28 آقاى جواد گ . به مطب مراجعه نمود و اظهار داشت از خوردن اين داروها :
1 - مورمور و سوزش پا كم شده .
2 - شكم به كار افتاده و مرتب شده است .
3 - سردرد رفع گرديده است .
4 - اشتها زياد شده است .
5 - خواب بهتر و راحتتر گرديده است .
6 - روىهمرفته از هر حيث بهبودى زيادى پديدار گشته است .
اينبار معاينه دقيقترى كردم . طحال او را بزرگتر از حد عادى و طبيعى ديدم . چون در ناحيه نوبهخيز مىزيست لذا جوشاندهاى مركب از پوست بيد 3 ل ، ريشه كاسنى 2 ل ، ريشه شيرينبيان 2 ل ، سنبل الطيب 1 ل دادم كه همهروزه اين مقدار را جوشانيده و بنوشد . همچنين دستور دادم مقل ازرق و مرمكى را هم كماكان بخورد و بعد باز مراجعه نمايد .
بعدها او بيماران ديگرى را براى معالجه نزد اينجانب راهنمائى كرد . همگى آگاهى از بهبودى او مىدادند .
* * * در تاريخ 4 / 6 / 28 آقاى چ . چ . با معرفى آقاى دكتر ابو القاسم بهرامى بمطب اينجانب مراجعه نمود .
بيمار اظهار داشت سال گذشته يك روز صبح كه از خواب برخاستم يكى از چشمانم را