تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
نابينا يافتم . مدت يك سال در تهران نزد چشم‌پزشكان و ديگر متخصصان مراجعه و تحت مشاوره قرار گرفتم . همه‌گونه آزمايش‌هاى لازم در موردم به عمل آمد . در پايان گفتند رگى كه خون را به چشم مىرساند در اثر فشار بند آمده و ديگر قابل علاج نيست . ناچار با سفارشنامه‌اى از سفارت انگليس به لندن رفتم . در آنجا پرفسور چشم‌پزشك پس از معاينه دقيق از ته چشم تشخيص چشم‌پزشكان تهران را تصديق نموده اظهار داشت همين‌كه يك ساعت خون به چشم نرسد ديگر معالجات مفيد و مؤثر واقع نمىشوند . در لندن پزشك مشهوريست كه تمام معالجات او با داروهاى گياهى است . به او رجوع نمودم . اظهار داشت ممكنست با داروهاى گياهى درمان شوم . منتهى انجام اين امر مستلزم صرف وقت كافى است . چون توقف من در لندن بيش از آن امكان نداشت لذا به من تاكيد كرد در ايران به پزشكى كه در اين رشته از معالجات آگاهى داشته باشد رجوع نمايم . بيمار وضع خود را بشرح زير اعلام داشت : 1 - سوراخهاى بينى خشك هستند . مخصوصا بينى راست كه گاهى اندكى خون از آن مىآيد . 2 - زكام زياد مىشوم . 3 - لثه‌هايم سالها چرك كرده بودند كه ناچار به كشيدن دندانها شده‌ام . 4 - لوزتين را عمل كرده‌اند . 5 - روحيه شادى ندارم و پيوسته اندوهگين هستم . 6 - ميلى به كار ندارم . 7 - معده‌ام چنگ مىزند و درد مخصوص مىگيرد . براى رفع آن مجبورم هرآن چيزى بخورم . 8 - اشتها به غذا ندارم . 9 - اغلب از دهانم آب تراوش مىكند . 10 - مزاج روزى يك بار به سختى عمل مىكند كه آن هم با تشنج همراه است ازاين‌رو مدفوع تكه‌تكه دفع مىشود . 11 - ادرار كم است . 12 - بدن سنگين است . در راه رفتن زود خسته مىشوم . بدان ماند كه بار گرانى را مىكشم . 13 - اغلب در خواب تكان و ارتعاش دست مىدهد كه پريشان از خواب بيدار مىشوم . 14 - چون بايستم پاشنه پا درد مىگيرد و بناچار به پنجه پا تكيه مىدهم .

معاينه

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 218 | عبد الله احمديه