تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مختصر عارضش شد . صبح بمطب آمد . روغن احمديه به بينى او ريختم و جوشانده‌اى مركب از بسفايج ، سنبل الطيب ، اسطوخودوس ، بادرنجوبه دادم بيمارى بر طرف گرديد . چند روزى نيز براى ريختن روغن به مطب آمد ديگر كسالتى نداشت . قدرى از روغن بينى به او دادم كه گهگاه مورد استفاده قرار دهد . در حال حاضر بعضى اوقات براى راهنمائى و معرفى برخى از بيماران بنزدم مىآيد . كاملا سالم است . * * * در تاريخ 27 / 8 / 26 سركار سرهنگ حسينعلى ر . 37 ساله به مطب مراجعه نمود . طبق اظهار از بيمارىهاى دوران كودكى خود اطلاعى ندارد . پدر او از بيمارى كبدى در گذشته و مادر مبتلاء به سردردى بوده كه بعد از استحمام عارض مىگشته است و سرانجام نيز در اثر سرطان رحم فوت شده است . برادر كوچك مبتلا به صداع مىباشد . خواهران او سلامت هستند . حالات كنونى - براساس گفته بيمار ، دچار يبوست سختى مىباشد كه تنها سولفات دوسود برطرف‌كننده آن مىباشد . به هيچ مرضى مبتلا نگشته فقط شش سال قبل در كردستان مبتلا به نوبه شده كه سه سال پىدرپى به درمان آن پرداخته و به كلى خوب شده است . در سال 1321 يك بار موى سر را از ته تراشيده و سپس در شب در يك برنامه عمليات نظامى شركت جسته . فرداى آن شب به سرماخوردگى و سردرد شديدى دچار شد . بقسمى اين سردرد شدت داشته كه بمحض بلند شدن از جا سرش گيج رفته و به زمين مىافتاد . استفراغ مىكرد و از صرف غذا بيزار گرديده بود . اين سردرد در بيست و چهار ساعت فقط دو ساعت آرام مىگرفت و باز فرا مىرسيد . دو ماه بدين منوال سپرى شد . روزها در اتاق تاريك بسر مىبرد . سنگ‌هائى را داغ مىكرد و بر چشم و سر مىگذاشت شايد از درد كاسته شود . در مأموريت جنوب به پزشكى انگليسى مراجعه كرد . او پس از معاينه اظهار داشت در پشت قرنيه چشم آبى وجود دارد كه بايد آن را بكشم تا خوب شود . البته بعد از شش ماه دوباره عود خواهد كرد . عمل را نپذيرفت . مدتى استحمام با آب سرد مىكرد درد كاهش پذيرفت و تا يك سال كم‌وبيش درد ادامه داشت تا اينكه خوب شد و مدت سه سال بود كه ديگر دردى عارض نگرديد . بيمار اظهار مىدارد : " در دو ماه قبل مسافرتى به جنوب كردم . همين‌كه مىخوابيدم سرم گيج مىرفت و چرخ مىخورد . دو سه دقيقه اين حالت دوام مىيافت و سپس رفع مىشد . چندى بعد به تهران باز گشتم . برادرم كه صداع دائمى دارد به منزل من آمد . من با ديدن او به ياد سردرد خود افتادم و باز سرم شروع به درد نمود . حال مدت 15 روز است كه از اشتها افتاده‌ام . وقتى كه سردرد مىخواهد بيايد بدوا دهان‌دره ، خميازه و آب‌ريزش چشم شروع مىشود . بعد نيمه