اوقات بخور از تخم گشنيز مىدادند .
گاهى بخور ماست داده مىشد . اين بخور مجارى بينى را باز مىكرد و ورم را مىخوابانيد .
حتى در سينوزيت هم بعضى مواقع راه مجارى را مىگشود .
همينكه بهبودى نسبى فرا مىرسيد داخل خزانه آب گرم مىشدند و لنگ را به سر مىكشيدند و با ظرفى پيوسته آب گرم خزانه را به سر مىريختند تا بخار آن مجارى داخل بينى را باز و تسهيل در خروج اخلاط نمايد .
در كتابها و يادداشتهاى اطباى قديم ديده بودم كه در برخى از اقسام جنون ، زهره كركس و مغز سر آن را به قدر يك قيراط به بينى بيمار مىريختند رفع بيمارى مىگرديد .
ازاينرو متوجه شدم بايد در بينى بعضى از مبتلايان به عوارض عصبى چون حمله و صرع و نظاير آن عيب و علتى پنهان باشد كه با ريختن زهره كركس و . . . رفع ناراحتى آنان مىشده است . ( چينىها مخاط بينى را تحريك مىكردند و بسيارى از بيمارىها و حتى بعضى از اقسام فلج را بدين روش درمان مىنمودند . در
Cornet
چندين مركز انعكاس يافتند كه در روى رحم و اعضاى ديگر اثر مىگذارد . ) . با توجه به مراتب بالا من نيز به آزمايش پرداختم .
پس از سالهاى دراز بررسى و كاوش بخواص سياهدانه پى بردم . سياهدانه را كوبيده در روغن كنجد آميختم و مدتى آن را در آفتاب گذاشته روزى چند بار آن را هم زدم . پس از چندى روغن روى آن را به پنبهاى آغشته كرده داخل بينى بيمارى كردم . با گذشت چند دقيقه اثر بهبودى در او ديدم . اين عمل را چند روزى تكرار نمودم . سرانجام بينى به ترشح افتاد و بيمارى مرتفع گرديد . شرح هريك از مشاهدات خود را در اين زمينه متعاقبا به آگاهى خواهم رساند .
( در مورد سياهدانه قدما نوشتهاند هرگاه هفت عدد سياهدانه را در شير زنان يك ساعت بخيسانند و بعد آن را بسايند و در بينى بيمار يرقانى و چشمان او قطور نمايند بسيار نافع بوده و زردى را زايل سازد . )
نگارنده در ابتداى بروز سرماخوردگى و گريپ هم سفارش مىكنم سير خام بجوند و مقدارى از آن را خورده و قدرى را نيز فشرده و آبش را در بينى بريزند . در اين حال تحريك مختصرى در بينى شده و ترشح در آن روى مىدهد . اين امر جلوگيرى از زكام نموده و حتى مانع بروز عوارض آن مىگردد .
پيشينيان اندكى آب پياز به بينى مىريختند و نوشتهاند كه تكرار آن حتى مانع سردرد و نيز مانع سفيد شدن مو مىگردد .
* * * در تاريخ 8 / 6 / 26 بانو تاج خانم ه . 25 ساله ساكن خيابان خراسان به مطب رجوع