و مدفوع آماده دفع مىگردد . يعنى روده تحريك مىشد و تا معده كار نمىكرد درد كمتر نمىگرديد .
در اين هنگام چند حالت دست مىدهد . چشم چپ سرخ مىشود . پلكها ورم مىكند .
تخم چشم چپ بقدرى درد مىگيرد كه مىخواهم آن را از جا بكنم . آرواره چپ در بالا و پائين و مسير عصب و عضله چشم نيز بقدرى دردناك مىشود كه آن را هم دلم مىخواهد بكنم .
مغز سر درد مىگيرد و سوراخهاى بينى هر دو كيپ و بسته مىشود . خارش در بخش چپ بينى عارض مىگردد . آن را با چوب كبريت تحريك مىكنم تا عطسه آيد . آب سفيدى جارى مىشود كه يك دستمال را خيس مىكند . بلافاصله چند آروغ زده مىشود . گاز معده از بالا و پائين دفع مىگردد . چنين احساس مىكنم كه اگر تنقيه شوم و مزاجم عمل كند درد تسكين خواهد يافت .
مزاج يبوست سختى داشت . گاه چهار روز يك بار هم كار نمىكرد . گاز روده تعفن زياد داشت ، بواسير بادى هم عارض شد . مسهل زياد مىخوردم .
سال گذشته در نتيجه خوردن كباب دچار اسهال شدم . در بيمارستان
Stovarsal
و داروهاى ديگرى دادند . بالاخره با خوردن روغن بادام شيرين خوب شدم . در موقع تخليه تشنجى پيدا مىشود كه مانع دفع مدفوع مىگردد . نزديك بيست دقيقه در توالت مىنشينم گاه مدفوع خارج مىشود و گاه به عكس پس مىزند .
در حين عمل مزاج و فشارى كه براى دفع مدفوع ايجاد مىشود بينى نيز همانند يك سرماخوردگى شديد بناى آبريزى را مىگذارد ، البته اين امر در دفع مدفوع مؤثر هست هر روز صبح اين جريان برايم به همين نحو رخ مىدهد . در غير اين موقع بينى خشك است .
هنگام بروز سردرد دهان خشك شده ، آب دهان چسبناك و مانند سفيده تخممرغى است كه زده باشند . دهان بوى تعفن مىدهد . بخصوص قبل از شروع سردرد اين بو زياد است . پس از آن و يا در فرداى آن روز درد چشم و سر بروز مىكند . عرق سردى از پيشانى جارى مىشود . نفس به تنگى مىافتد به سختى نفس مىكشم . قلبم هم به درد مىآيد .
چون مشروب و حتى آبجو مصرف شود پس از نيم ساعت سردرد شروع مىشود . خيلى بندرت اتفاق مىافتد كه پس از صرف مشروبات سردرد عارض نگردد . اگر معده خالى باشد شايد سردرد بروز نكند .
در تهران عكسبردارى نمودم چيزى معلوم نگرديد . از آزمايشها نيز تشخيص داده نشد .
در سالهاى 24 و 25 دوبار عكسبردارى شد باز مورد غير عادى مشاهده نگرديد . آزمايشهاى گوناگون نمودند غير از نوبه كهنه علت ديگرى نيافتند .
تصميم به عمل بينى نيز گرفتند منتهى چون در درمان بيمارىام اطمينان نبود خوددارى نمودم . مدتى هم در بيمارستان شوروى مشغول مداوا بودم . همه نوع استفاده از برق در ستون