هر يك دو دام برادهء صندل گل سرخ خس هندى هر يك نيم پاؤ و بعضى نوشته كه پوست درخت مغيلان هفت آثار و پوست درخت جامن و سنبل هر يك دو آثار اندازند
[ عرق صدبرگ ]
عرق صدبرگ كه در قطع خون بواسير مجرب و عجيب الفعل است و براى شراى حار خصوص با قرص كافور بسيار مفيد
صفت آن
ورق گل صدبرگ زرد پاؤ آثار در آب بيخ كيله دو آثار شب تر نموده صبح عرق كشيده دو توله صبح و مثله شام بنوشند
عرق انناس كه جهت سنگ مثانه از مجربات اهل فرنگست
صفت آن
بگيرند انناس دوازده عدد هر يك را چند پاره نموده پوست دور ناكرده و باديان يك آثار و پياز سفيد دو آثار روناس يك آثار خارخسك دو آثار همه را يك جا كرده بديگ اندازند و آنقدر آب بر سر آن كنند كه چهار انگشت بالاى اجزا باشد و بطريق مقرره عرق كشند خوراك شش توله با قدرى نبات صبح و همينقدر شام و از انبه و موز و خرپزه و ترب احتراز كنند و انجير و انناس سودمند است و از وزن سير درين تركيب بست و چهار توله مرادست
[ عرق خبث الحديد ]
عرق خبث الحديد براى قروح مثانه مزمنهء و رياح گرده و مثانه كه بسبب عسر بول بوده باشد بسيار مجرب و معمول از تاليف حكيم محمد عليم صاحب
صفت آن
پوست هليلهء زرد پوست بليله آملهء منقى هليلهء سياه خارخسك بادرنجبويه حب القلت قرطم هر يك پنج توله سنبل الطيب سعد كوفى قرنفل دارچينى هر يك دو توله پرسياوشان پاؤ آثار اسارون گل سرخ ساذج هندى زيرهء سفيد هر يك سه توله باديان چوب چينى عشبه هر يك شش توله قاقلهء كبار يك توله نيمكوفته خبث الحديد مدبر سحق بليغ نموده نيم پاؤ پوست درخت كنار صحرائى پوست درخت گولر پوست درخت مغيلان هر يك پاؤ آثار زردك استخوان پاك كرده يك آثار و الا عوض آن انناس داخل كنند قند سياه سه آثار در بست آثار آب باران دو شبانروز تر داشته بدستور معهود پنج شش آثار عرق كشند و شش توله ازين تا نه توله مىخورده باشند
عرق سينبهل كه مقوى و مبيهى و مجربست
صفت آن
گل سينبهل در سايه خشك نموده و برابر آن گل سرخ و همان قدر گل مندى و نيمهء آن گل چنپيلى با هم مخلوط كرده مثل گلاب بچكانند
عرق گرهل مبيهى و مقوى اعضاى رئيسه كه عجيب و غريب است
صفت آن
گل گهرهل نيم پاؤ بسباسه قرنفل ثعلب مصرى جوزبوا شقاقل دارچينى بهمنين از هر يك يك دام كشمش نيم پاؤ نبات نيم پاؤ آب باران دو آثار دواها را جوكوب نموده در شيشه كرده سه چهار روز در آفتاب نگهدارند كه خوب جوش خورد پس به كار برند
[ عرق آسو مقوى باه و بدن و ممسك ]
عرق آسو مقوى باه و بدن و ممسك و به بلغمى مزاج بسيار فائده مىكند و مكرر بتجربه رسيده
صفت آن
قند سياه يك من پوست مغيلان دوازده آثار در خم اندازند و در عين جوش اين ادويه داخل سازند پوست هليلهء زرد پوست بليله آمله خارخسك تالمكهانه هر واحد نيم آثار اسگند ميده چوب هر واحد پاؤ آثار مالكنگنى نركچور هر يك نيم پاؤ گل دهاوه دو نيم پاؤ و بعد ساكن شدن جوش يك من عرق يك آتشه كشند و در وقت دو آتشه كردن اين ادويه داخل سازند جوزبويه دو دام برادهء صندل نيم پاؤ قرنفل نيمدام