تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و بعد از شش روز دو نيم آثار قند سياه ديگر و برگ تنبول پاره‌پاره كرده انداخته سه روز نگهدارند و بعد از نه روز جغرات آميخته و دو نيم آثار قند سياه انداخته سه روز نگهدارند و بعد از دوازده روز عرق كشند و در شيشه نگهدارند و بوقت شام به قدر شش توله بنوشند و بعد دو سه گهرى طعام لطيف و مرغن خورند

عرق پيارانگا براى هيضه و سوء هضم و درد شكم بسيار مجرب

صفت آن

دانهء انار ترش پاؤ سير گل نيم يك سير اجواين سه پاؤ باديان پودينه نركچور هر يك يك نيم پاؤ زيرهء سفيد كشنيز سنبل الطيب زنجبيل الايچى كلان پيارانگا هر يك يك چهانك نمك سياه انيسون هر يك نيم پاو كوفتنى را كوفته شب در پانزده آثار آب تر كرده صباح بطور گلاب هشت سير عرق كشيده در شيشه نگاهدارند و به قدر سه توله در گلاب يا آب شش توله آميخته بنوشند

عرق گهيكوار منشى خفيف جهت صلابت معده و جسارت آن مجربست

صفت آن

مغز گهيكوار بست و پنج آثار قند سياه هشت آثار پوست هليلهء زرد آملهء مقشر نانخواه زنجبيل فلفل سياه سنبل الطيب سعد كوفى هر يك نيم سير سهاگهء تيليه پاؤ سير كوفته در آب سبو انداخته دفن سازند هرگاه قابل عرق كشيدن شود عرق كشند و بار ديگر همين را دو آتشه كنند و به قدر دو توله به عمل آرند

عرق صعتر محلل رياح و نافع نفخ معده

صفت آن

صعتر فارسى نه توله انيسون كاشم خولنجان باديان نانخواه هر يك دوازده توله عود چهار درم بدستور عرق كشند و با جوارش مصطگى استعمال نمايند

عرق سنبل كه همان نفع دارد

صفت آن

سنبل الطيب دوازده دام ساذج هندى سليخه انيسون خولنجان قاقله كبابه پودينه دارچينى قرنفل نانخواه هر يك ده دام عود خام پنج دام شربت اين هر دو عرق از نه تا بست مثقال

عرق زرشك جميع بيماريهاى جگر را نافع‌ست و معده را تقويت دهد و صفراوى مزاج را بغايت مفيد

صفت آن

انبر باريس پوست ترنج سماق تخم كاسنى آلوبخارا كشنيز مقشر هر يك بست درم بدستور عرق كشند در گلاب شربتى پانزده درم

عرق براى استسقاى طبلى و زقى

صفت آن

درخت بادنجان برى را مع بيخ و برگ و ثمر ريزه‌ريزه كرده پنج سير در سبو اندازند و قند سياه دو نيم سير در آن انداخته دهن سبو محكم بسته هشت روز در سرگين اسپ دفن كنند بعده برآورده عرقى كه برآمده باشد صاف نموده هفت توله از آن نوشيده باشند

ايضا كه جهت استسقا و صلابت شكم مكرر بتجربه رسيده

صفت آن

مغز كنوار چهار آثار ادرك دو آثار هليلهء زرد زنجبيل فلفل گرد آمله برادهء آهن دارفلفل از هر يك نيم پاؤ قند سياه كهنه چهار آثار قند را در آب شربت نموده و باقى ادويه كوفتنى جوكوب نموده همه ادويه با شربت در يك سبوچهء گلى كهنه كه اكثر در آن روغن زرد يا تلخ داشته باشند جمع نموده در جاى خشك دفن كنند و گرداگرد سبو و زير آن سرگين اسپ دهند و يك هفته بگذارند تا جوش خورد و فرونشيند و بايد كه هر روز جز آن سبو گرفته باشند تا از جوش دوا ضايع نشود و قدر خوراك يك بيالى قهوه‌خورىست و غذا برين دو دام دال‌موتهه در آب خوب پخته مانند شوربا كرده بخورند و موافق اشتها دو سه ماشه غذا افزوده باشند اگر تشنگى زياده شود در يك پيالهء قهوه‌خورى عرق باديان دو قطره سركه انگورى داخل كرده بنوشند رفع مىشود

ايضا براى سوء القنيه و استسقا حسب تجويز حكيم كلو صاحب

صفت آن

تخم سويه رائى گل سرخ غافث كاسنى چرايته مرحيا كند اجواين قطعهء آهنى ناگرموتهه پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى پوست هليله هر يك پاو آثار قند سياه بست و چهار آثار
قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 279 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )