كهرل نمايند بعده در شيرهء برگ آگ خوب كهرل نموده طلا مىكرده باشند
ايضا
[ صفت آن ]
عاقرقرحا مويزج در سركهء كهنه و آب پودينه سائيده طلا نمايند
طلا نافع نزلهء حار
صفت آن
آرد گندم جريش مر كندر هر سه را با سفيدهء بيضه بر جبهه ضماد كنند و در نسخهء ديگر طباشير عوض آرد گندم داخلست از بقائى منقول
طلا مانع نزلات
صفت آن
مر مكى ايلوه گوند به بول نشاسته كتيرا سپيارى چهاليه هر واحد سه ماشه افيون بزر البنج هر واحد يك نيم ماشه كوفته بيخته بر روى كاغذ سوزن زده ماليده بر صدغين بچسپانند
طلا جهت رمد مجرب
صفت آن
لوده رسوت پهتكرى مرداسنگ زيرهء سياه هر يك دو ماشه هلدى كوكنار هر واحد يك ماشه افيون نيله تهوتهه هر يك برابر نخود كوفته بيخته به آب سرشته طلا نمايند گرد چشم
ايضا كه در هر قسم رمد معمولست
صفت آن
هر هلدى افيون هر يك يك ماشه لوده پهتكرى هر يك دو ماشه كوفته به آب حل كرده بر چشم طلا نمايند
ايضا كه برمد و وردينج اطفال بسيار نافع و مجرب و ورم بنشاند و درد ساكن كند
صفت آن
افيون كات هندى رسوت هر يك جزوى شب يمانى چهار جز آبليمون كاغذى هشت جز شب يمانى را بريان كرده با ديگر دواها كوفته در ظرف آهنى انداخته به آبليمون بر آتش گذاشته بدستهء آهنى آهستهآهسته بسايند تا خوب باريك و منحل شود
طلا براى درد و سرخى چشم كه از ضربه بهم رسد
صفت آن
آرد مونگ دو ماشه زردچوب رسوت ماميران هر واحد يك ماشه به آب سائيده گرد چشم نيمگرم طلا نمايند و گاهى بادويهء مذكوره زنجبيل پاه گيرو قرنفل مرداسنگ اضافه نموده همه مساوى گرفته به عمل آرند
طلا براى سلاق از بياض اوستاد مرحوم
صفت آن
موى سر آدمى را در ظرف گلى سوخته سپيارى چهاليه سوخته زلوى سوخته جست كشته كافور چاكسوى مقشر نيله تهوتهه بريان برابر در روغن گاو سه روز در آوند كانسى بدستهء مس حل ساخته هر روز بر پلك طلا نمايند
ايضا براى غرب منفجر معمول
صفت آن
زعفران مر مكى صبر سقوطرى مساوى به آب سائيده طلا نمايند
طلا حابس رعاف
صفت آن
آرد جو گيرو گل ملتانى آمله هر يك سه ماشه نشاسته صندل سرخ گچ كهنه گل اجاع هريك نيم توله كافور افيون هر يك يك ماشه با سركه و گلاب يا آب بكن يا آب كشنيز سبز بر پيشانى و تارك سر طلا نمايند
ايضا
[ صفت آن ]
نشاسته صندل سرخ گل ملتانى به سركه و گلاب سائيده بر پيشانى طلا نمايند و گاهى اقاقيا گلنار و اندك كافور افزوده مىشود
طلاى نرد كه در اورام حارهء گوش و غيره مستعملست
صفت آن
صندلين ماميثا گل ارمنى رسوت سفيداب بوش دربندى تخم كاسنى طباشير كافور كوفته بيخته در لعاب اسپغول سرشته مثل نرد طيار سازند و به آب كشنيز سبز يا به آب عنب الثعلب سبز سوده طلا كنند
طلا كه در كوفته شدن گوش به عمل مىآيد
صفت آن
صبر زرد اقاقيا كندر به سركه و سفيدى تخم مرغ سرشته طلا كنند
طلا براى قروح بينى
صفت آن
مازو پوست هليلهء زرد با چربى مرغ و روغن گل طلا نمايند