تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
از آن كه آبله كند بمرهم علاج كنند

ايضا

[ صفت آن ]

عاقرقرحا تربد زنجبيل هر يك دانگى آطريلال يك درم كوفته با عسل سرشته ضماد نمايند و آن موضع را مقابل آفتاب دارند تا عرق كند و آب هرگز نخورند روز سوم آبله افتد و به شود بارها آزموده بعد تنقيه به عمل آرند

ايضا

[ صفت آن ]

سليمانى يك درم صندل سفيد ده درم خميرمايهء ترش يا آرد نخود دو درم قسط تلخ انزروت هر يك يك نيم درم همه را سوده بر برص طلا نمايند تا نيم ساعت نجومى پس بشويند و براى حدت اين صندلين طلا نمايند در سه چهار مرتبه بالكل زائل شود

ضماد براى داء الثعلب و داء الحيه بىعديل

صفت آن

كندش شيطرج هر يك جزوى زرنيخ سرخ دو جز بروغن زيتون سرشته برنهند

ايضا مجرب

صفت آن

موى بز سرخ سوخته صدف سوخته گوگرد مساوى بروغن زيتون سرشته اول موضع را به پياز و اشنان يا پياز عنصل بسيار ماليده بشويند پس دوا بمالند و مكرر چنين كنند

ضماد براى سوختگى آتش مفيد

صفت آن

رال كتهه صندل سرخ كافور به آب سائيده ضماد نمايند و كذلك روغن چند بار به آب شسته چونهء كلى مخلوط كرده ضمادا نافع

ضماد براى كسر عظم

صفت آن

عدس مغاث گل ارمنى اقاقيا همه را سائيده در آب آس يا انار آميخته ضماد نمايند

ضماد براى اكونته كه عبارت از بثور و قروح پشت پاست مجرب‌ست

صفت آن

سپيدهء ارزيز كتهه سيندور مرداسنگ پهتكرى لوده سفيد مساوى باريك سائيده با سركه يا آب‌ليمون تا يك گهرى كهرل كنند بعده قدرى روغن زيت و عسل آميخته طلا كرده باشند و اگر خاكستر سر مرده و قدرى بابچى سوخته و سهاگه و سنگ جراحت بياميزند بهتر عمل كند

ضماد براى اكونته كه قسمى از قوبا است مجرب حكيم نجيب الله خان‌ست

صفت آن

سيندور مرچ سياه هر يك شش ماشه سائيده در نيم پاؤ روغن گاو آميخته صبح و شام ضماد كنند

ايضا

[ صفت آن ]

پهتكرى بريان نيله تهوتهه مرداسنگ هر يك پنج ماشه كميلا بابچى تخم پنوار سيماب گيرو هر يك دو نيم ماشه مرچ سياه سوخته كچلهء سوخته هر يك پنج عدد باريك سائيده بروغن زرد نيم پاؤ كهرل كرده به عمل آرند

ضماد جهت ورم حار ملتهب كه در مفاصل بسبب ضربه و سقطه بهم رسد و ضربان نمايد

صفت آن

آرد جو پانزده جز كوكنار مع تخم ده جز تخم خطمى هفت جز بنفشه مونگ گل سرخ اصل السوس نيلوفر هر واحد پنج جز عدس مقشر سه جز طباشير دو جز زعفران نيم جز كوفته بيخته با زردهء بيضه و روغن گل آميخته ضماد نمايند

ايضا مجرب از حكيم على جهت ضربه و سقطه بعد فصد به كار آيد

صفت آن

ميده چوب گل ارمنى زردچوب ديودار گل خطمى آرد مونگ حنا ريوند خطائى هر يك دو توله كوفته بيخته به آب و روغن گل يا كنجد بپزند هرگاه مانند حلوا شود بدان تكميد نموده ضماد كنند و ببندند

ايضا معمول

صفت آن

مغاث گل ارمنى اقاقيا برگ سرو صبر ماش مقشر كوفته بيخته به آب آس ضماد كنند

ضماد نافع جهت ضربه و سقطه و صدمه

صفت آن

ميده لكرى آملهء منقى زردچوبه از هر يك يك توله نيل برى مصطگى از هر يك شش ماشه