شود ، لوجود اسبابه الثلاثة .
اما هرگاه انسان از اعتدال زياده در حمام مكث كند ، در آن صورت نبض اصغر و اضعف از نبض مذكور گردد و سرعت و تواتر بر حال خود باقى ماند ؛ لما ذكرنا سابقا .
و چون بعد انهضام طعام نبض عظيم قوى سريع لين مىگردد - لما مرّ - پس اگر مزاج طعام حارّ بود ، تواتر نيز حادث كند و اين نبض پديد آيد .
3 . نبض عظيم و قوى و سريع و متفاوت و صلب
و اين نيز غير محصلة الوجود است ؛ لما قلنا فى الاول .
4 . نبض عظيم و قوى و سريع و متفاوت و لين
سببش قوّت قوّه * و كثرت « 1 » حرارت * و ايفاى حاجت به عظم و سرعت و استغنا از تواتر * و كثرت رطوبت بود .
5 . نبض عظيم و قوى و بطىء و متواتر و صلب
و اين نيز ممكن الوجود نيست ؛ لما مرّ .
6 . نبض عظيم و قوى و بطىء و متواتر و لين
سبب عظم و قوّت غلبهء قوّه و حاجت است * و سبب بطوء قلّت حاجت بنا بر اتمام او به عظم * و سبب تواتر ضعف است . چه ، تواتر كه بىسرعت باشد از كثرت حاجت نباشد . و چون ميان قوّت و ضعف تخالف ظاهر است ، پس وجود اين نبض نيز ممكن نباشد .
7 . نبض عظيم و قوى و بطىء و متفاوت و صلب
و اين به ضدّيّت بين العظم و الصلابة غير ممكن الوجود است .
8 . نبض عظيم و قوى و بطىء و متفاوت و لين
سبب عظيم و قوى كثرت حرارت و غلبهء قوّه است * و سبب بطىء و متفاوت ايفاى حاجت به عظم و استغنا از سرعت و تواتر است . پس ،
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : كثر .