و ايضا ، اين نبض در حماى دق مىباشد ؛ به سبب ضعف قوّه ( بنا بر انحلال او ) و شدّت حاجت ( بنا بر غلبهء حرارت ) و صلابت آلت ( بنا بر كثرت جفاف ) . پس ، به سبب شدّت حاجت حركات قلب متواتر مىگردد تا كه جذب كند از نسيم بارد مقدار كثير كه به آن حرارت او تطفيه و تسكين يابد . پس از آن ، حركات شرائين متواتر مىگردد ( مثل حركات قلب ) ، زيرا كه شرائين تابع اوست در جميع حالات ( بنا بر آنكه وى فرع قلب است ) .
و كذلك ، صلابت آلت سبب تواتر مىگردد ، بهر آنكه آلت مطاوعت قوّه در انبساط و انقباض نمىكند ، خصوصا هرگاه ضعيف باشد . پس ، به واسطهء آن ، مشتدّ مىشود حاجت و تواتر مىكند نبض و ثابت باشد بر حال واحد ؛ زيرا كه سبب او كه آن مرض مذكور است همچنين است ، به خلاف باقى حمّيات خلطيّه كه در آن نبض مختلف مىشود بنا بر اختلاف مواد در سكون و حركت و در نضج و فجاجت . هكذا قال علوى خان . « 1 »
14 . نبض صغير و ضعيف و متواتر و لين
سبب صغير و تواتر ضعف قوّه است * و سبب لين غلبهء رطوبت . و باشد كه اين نبض به واسطهء ضعف بطىء نيز باشد .
15 . نبض صغير و ضعيف و متفاوت و صلب
سبب صغر صلابت آلت است كه از يبس يا برد مجمّد حاصل شده باشد * و سبب ضعف ضعف قوّه * و سبب تفاوت قلّت حاجت بود .
و اگر شخص « 2 » قضيف قليل اللحم به آب بارد استحمام كند و لبث او در آب به طول كشد حتّى كه حرارت غريزى به عمق بدن غوص كند و برودت به اعضاى رئيسه ملاقى شود و در جوهر آنها غائص گردد ، نبض مذكور ظاهر شود .
هامش
( 1 ) . علوى خان معروف به بهاء الدوله ثانى ملقب به معتمد الملوك طبيب اورنگ زيب و نادر شاه افشار است . رك : مقدمه خلاصة الحكمة ، ج 1 ، ص 31 به بعد .
( 2 ) . ( در نسخه ) : شخصى .