- و اگر سبب آن انضغاط رگ باشد ، در آن حالت ، وجود تواتر كه از كثرت حاجت بود بىسرعت صورت نبندد .
پس ، به واسطهء نبودن اسباب صغر ، وجود اين نبض ممكن نبود .
11 . نبض صغير و قوى و متفاوت و صلب
سببش صلابت آلت * و قوّت قوّه * و عدم حاجت است ، ليكن به مذهب جالينوس اين نبض نيز حاصل نمىشود ؛ لما مرّ فى النوع التّاسع .
12 . نبض صغير و قوى و متفاوت و لين
سبب صغر اين انضغاط رگ باشد * و سبب تفاوت قلّت حاجت . و اين نبض در صورتى به وجود آيد كه پيش از انضغاط در عظم و صغر معتدل باشد و بطىء و متفاوت بود . پس ، در حالت انضغاط ، حاجت بنا بر صغر چندان زياده شود كه بطوء به اعتدال آن مبدّل گردد و تفاوت برقرار ماند . ورنه ، درصورتىكه سبب صغرّ قلّت حاجت باشد ، تفاوت اين نبض را بطوء لازم بود . پس اين نبض ممكن الحصول نباشد .
13 . نبض صغير و ضعيف و متواتر و صلب
سبب صغر و صلابت كثرت يبس و ضعف و تمدّد شريان * و باعث ضعف ضعف قوّه * و موجب تواتر شدّت حاجت اصلى و عارضى است براى استيفاى حاجتى كه از عظم و سرعت به واسطهء ضعف و صلابت فوت شده .
و اين نبض در حالت ضعف قوّه به مرض سرسام سوداوى * و ورم حارّ فم معده يافته مىشود .
و در سبات كه از شرب ادويهء مخدره بود * و در ذات الريه ( هنگام عظم ورم و تمدّد شريان ) * و در سوء مزاج يابس قلب نيز * و كذا در استسقاى زقّى و طبلى پديد آيد .
سبب صغر در آن ثقل ماده است بر قوّه و منع او از بسط شريان ، و باعث تواتر ضعف ، و موجب صلابت تمدّد صفاق .