7 . نبض عظيم و ضعيف و متفاوت و ممتلى
سبب عظم كثرت حاجت است چندانكه به عظم تمام شود * و سبب ضعيف ضعف قوّه * و سبب متفاوت ايفاى حاجت به عظم و استغناى او از تواتر است * و سبب ممتلى امتلاء ماده ( ليكن نه چندانكه به واسطهء انضغاط موجب صغر گردد ) .
8 . نبض عظيم و ضعيف و متفاوت و خالى
سببش كثرت حاجت * و ضعف قوّه * و ايفاى حاجت به عظم است * و [ سبب خالى ] امتلاء مادهء ردئ است .
9 . نبض صغير و قوى و متواتر و ممتلى
سبب صغر انضغاط رگ از امتلاء ماده است * و باعث تواتر ايفاى حاجتى كه از عظم فوت « 1 » شده .
10 . نبض صغير و قوى و متواتر و خالى
و اين نبض ، بنا بر وقوع ضدّ ميان قوى و خالى ، ممكن الوجود نيست .
11 . نبض صغير و قوى و متفاوت و ممتلى
سببش قلّت حاجت * و قوّت قوّه * و امتلاء ماده باشد .
12 . نبض صغير و قوى و متفاوت و خالى
و اين ، بهواسطهء ضدّ ميان قوى و خالى ، امكان وجود ندارد .
13 . نبض صغير و ضعيف و متواتر و ممتلى
و اين نوع به سبب ضعف قوّه * و ايفاى حاجتى كه از عظم فوت شده به تواتر * و امتلاء ماده ممكن الحصول است ؛ چنانچه نبضى كه از اسباب مثقله و مضغطهء قوّه - يعنى امتلاء مواد - حادث شود همچنين باشد .
بهر آنكه قوّه ضعيف مىشود از ثقل مواد ، پس بدان سبب ، نبض ضعيف مىگردد و صغر تابع ضعف قوّه است كه آن را بسط شريان به خوبى ممكن نبود * و امتلاء بنا بر امتلاء شريان از فضول است * و
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : قوت .