5 . نبض عظيم و ضعيف و متواتر و صلب
و اين نبض محصلة الوجود نيست ، لحصول الضدّ بين العظم و الصلابة .
6 . نبض عظيم و ضعيف و متواتر و لين
سبب اين كثرت حاجت است مانع بطوء * و ضعف قوّه مانع سرعت و موجب تواتر * و غلبهء رطوبت .
و اين نبض در مرض ذات الريه هنگام غلبهء تب ظاهر شود ؛ به سببى كه در نوع چهارم قسم سوم نبض مركّب ثلاثى مسطور شد .
7 . نبض عظيم و ضعيف و متفاوت و صلب
و اين نبض هم غير محصلة الوجود است ، لما قلنا فى النبض الخامس .
8 . نبض عظيم و ضعيف و متفاوت و لين
سبب اين كثرت حاجت است چندانكه به عظم كفايت كند * و ضعف * و غلبهء رطوبت .
و نبض مذكور در ذات الريه وقت غلبهء سبات پديد آيد ؛ به سببى كه در بالا به آن ايماء رفت .
9 . نبض صغير و قوى و متواتر و صلب
و اين بىسرعت نباشد ( لاستيفاء ما فات من الحاجة بالصلابة ) . و نزد جالينوس نيز اين قسم حاصل نمىشود ( لعدم اجتماع القوى مع الصلب ) . چه ، او گويد كه « قوّت [ قوّه ] مع اعتدال مزاج يافته مىشود و صلابت از ردائت آن به سبب سوء مزاج حارّ ساذج يا يابس يا تحلّل مفرط يا برد مجمّد » . و اين همه مضعّف قوّهاند به مضادّت .
10 . نبض صغير و قوى و متواتر و لين
وجود اين نبض نيز امكان ندارد ، زيرا كه :
- اگر سبب صغر صلابت يا ضعف باشد ، اجتماع آن با لين و قوى محال است .
- و اگر سببش قلّت حاجت بود ، اجتماع او با تواتر ممكن نباشد .
چه ، تواتر اين بىكثرت حاجت نبود .