و اين نبض در شيوخ طبعى بود ( لضدّ اسباب نبض الصبيان فيهم ) ، ليكن گاهى نبض مشايخ لين هم مىباشد ( بنا بر غلبهء رطوبات غريبه ) .
و كذا اين نبض در سوء مزاج بارد قلب * و احتباس طمث از برد * و حماى ربع * و در مزاج بارد - سواى آنكه طبعى بود يا از سوء مزاج - نيز يافته مىشود ( به واسطهء برد مضعّف و مجمّع اجزاى شريان كه مقتضى صغر است ، و به جهت قلّت حاجت به ترويح كه مقتضى بطوء است ، و قلّت احتياج به سوى اخراج بخار دخانى بنا بر قلّت آن كه مقتضى تفاوت است ) . پس :
- اگر باوجود مزاج بارد آلت لين بود ، نبض در عرض زائد شود ( بنا بر فرط رطوبت كه موجب لين آلت است ) . و كذلك در بطوء و تفاوت زياده گردد ؛ زيرا كه هرگاه رطوبت زياده شود حاجت كمتر گردد ( لانّ الارطب ممّا ينبغى يجعل الشىء ابرد ممّا ينبغى ) .
- و اگر آلت صلب بود ، در عرض و بطوء و تفاوت بكاهد ( لازدياد الحاجة العارضى بتجمّع اجزاء الشريان بالبرد ) .
و كسى كه به خواب رود در حالت خلوّ معده و عروق از غذا ، نبض وى صغير و بطىء و متفاوت نيز گردد ( به واسطهء ميلان مزاج جانب برد ) . چه ، هرگاه نوم بر خلاء واقع شود ، حرارت غريزى متوجه به سوى رطوبت غريزيه مىشود ، پس آن را تحليل مىكند و خود نيز ضعيف مىشود ( بنا بر نقصان حامل او كه رطوبت مذكور است ) . و ايضا قوّه نيز ضعيف مىگردد ( به سبب ضعف آلت او كه حرارت غريزى است ، و به سبب قلّت غذا ) .
و كسى كه استحمام به آب سرد نمايد و لبث او در آب سرد طول كشد ، حتى كه حرارت غريزى در عمق بدن غوص كند ، نبض او همچنين گردد ؛ لما ينال القوة من الاختناق .
و ايضا اين نبض از خوردن اشياى بارده - مثل برف - حاصل مىشود .
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١٤٥