4 . نبض عظيم و بطىء و متفاوت
سببش نيز كثرت حرارت است ، چندانكه اندفاع او به عظم گردد .
و اين نبض در وقت لذّت و سرور يافته مىشود . بودن نبض عظيم در اينجا بنا بر تحقّق اسباب عظم است . چه ، قوّه عاجز از بسط آلت نيست ، بل قوّت او ملايم عارض است . و آلت لين باشد به واسطهء توجه روح - و به تبع او دم - به سوى ظاهر . و حاجت موجود است بنا بر انبعاث حرارت . و اما بودن او بطىء و متفاوت پس به سبب قلّت حاجت است ، زيرا كه حرارت او از التهاب عارض نشده ، چنانكه در غضب عارض مىشود .
5 . نبض صغير و سريع و متواتر
سببش انضغاط قوّه تحت مادهء حارّ و شدّت حرارت است * و يا غلبهء يبوست و حرارت . و در اين صورت بىصلابت نبود .
لهذا گفتهاند كه اين نبض هنگام وجود يبوست موجب صلابت آلت در امزجهء حارّه حادث مىشود ، و الّا نبض آنها عظيم مىباشد .
و در فصول حارّه و بلاد حارّه اينچنين نبض طبعى بود .
6 . نبض صغير و سريع و متفاوت
سبب اين انضغاط قوّه * و كثرت حرارت است ( بنا بر ايفاى حاجت به سرعت و استغناء از تواتر ) . چه ، صغر و تفاوت كه از قلّت حاجت و ضعف و سقوط قوّه بود در اينجا صورت نبندد ( بنا بر آنكه اسباب سرعت مضادّ اسباب مذكورهاند ) . و اگر سبب صغر اين نوع صلابت بود ، بىصلابت آلت يافته نشود .
7 . نبض صغير و بطىء و متواتر
سبب او ضعف قوّه باشد * و يا سبب صغر آن صلابت آلت بود .
بالجمله ، در هر دو صورت اين نوع بىضعف يا صلابت ممكن الوجود نيست ؛ كما لا يخفى .
8 . نبض صغير و بطىء و متفاوت
سبب آن نقصان حاجت است از غلبهء برودت .