تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
و سببش شدّت حاجت است بنا بر ترويح دو شخص به نسيم مستنشق از جهت مشاركت ولد در نسيم مذكور . پس ، گويا كه حامله استنشاق مىكند براى حاجتين شخصين . و ظاهر است كه هواى كثير مستنشق مضطر مىكند قلب را به سوى انبساط عظيم كه تابع او عظم انبساط شريانات است . و عدم ايفاى حاجت به عظم ايجاب سرعت و تواتر مىنمايد مع قوّت متوسط به سبب اعياء اندك از حمل ثقيل . و گويند كه اين حالت تا شهر خامس مىباشد ، زيرا كه جنين در اين وقت خفيف مىباشد ( بنا بر صغر او و عدم اجتذاب غذاى كثير ) . و بعد شهر سادس ، قوّه آن‌ها به نقص ابتدا كند ؛ زيرا كه جنين بزرگ مىشود و ثقل مىآرد بر طبيعت و ضعيف مىكند آن را و جذب مىكند مقدار كثير از غذا نسبت به اجتذاب ما قبل . پس ، قوّه حوامل ضعيف مىشود و بدان سبب نبض ضعيف بطىء مىگردد . و ايضا ، در اورامى كه احداث حمى كنند - مثل سرسام حارّ - نبض عظيم سريع متواتر مىباشد ( به واسطهء امتلاء و حرارت ) ، و مرتعش و مختلف نيز باشد . و همچنين در ابتداى اورام حارّ ظاهرى نبض مذكور يافته مىشود ؛ كما فى ابتداء الوجع . و كذلك ، در غضب نبض عظيم شاهق و سريع و متواتر مىباشد . سبب عظيم در وى ثوران قوّه و انبساط روح است [ به ] ظاهر بدن دفعتا براى مقاومت از موذى * و لينت آلت بنا بر توجه روح به سوى خارج * و شدّت حاجت به واسطهء ثوران حرارت . و ظاهر است كه حركت دفعتا - يعنى سريع - نمىباشد ، مگر به قوّت قوّه * و توجه روح را توجهء دم تابع بود و آن رطب است و متبخّر مىشود از آن بخار رطب ، پس آلت را لين مىگرداند * و كثرت حاجت در آن به سوى ترويح - كه عظم به آن وفا نكند - به سبب كثرت غليان است * و سبب شهوق زائد آن است كه هرگاه روح متوجه به خارج مىشود - و تابع او حرارت غريزى مىباشد - زياد