جيّد الوزن
آن است كه نسبت زمان حركت به زمان سكون مثل نسبتى باشد كه در معتدل بود ( حسب سن و بلد و فصل و انواع تدابير ) و اين نبض دليل اعتدال حال است .
و ردئ الوزن
آن [ است ] كه نسبت طبعيّه كه ميان زمانهء حركت و سكون است متغيّر گردد و آن سه نوع است :
* يكى ، مغيّر الوزن
كه مجاوز الوزن نيز گويند .
و او آن است كه وزن او مثل وزن نبض سنّى باشد كه متّصل به سنّ صاحب آن بود ؛ چنانچه نبض صبيان را مثل وزن نبض شبّان حاصل گردد و بالعكس ، و يا شبّان را وزن نبض كهول به حصول انجامد و بالعكس .
* دوم . مباين الوزن
كه مجانب الوزن نيز گويند .
و او ضدّ مجاوز الوزن است ؛ چنان كه صبيان را مثل وزن نبض شيوخ بود و بالعكس .
* سوم . خارج الوزن
و او آن است كه وزن نبض مشابه نبضى از نبض آسنان نباشد ؛ چنانچه نبض مرتعش يا مرتعد بود .
و بدانند كه كثرت خروج نبض از وزن دلالت مىكند بر زيادتى تغيّر حال ، زيرا كه خروج او از وزنى كه مقتضى مزاج اوست به سببى مىباشد و هرچند كه خروج اكثر بود ، بالضرور ، سبب او قوىتر باشد .
و چون معلوم شد كه ردائت وزن تغيّر نسبت طبعيّه است ما بين زمان حركت و سكون ، پس تغيّر اين نسبت :
* يا بنا بر نقصان زمان حركت باشد
* يا به واسطهء نقصان زمان سكون .
پس ، بر رأى شيخ عليه الرحمه :
* در نبض ردئ الوزن ، اگر نقص در احوال زمان سكون باشد ، سبب او زيادتى حاجت به ترويح است .