جو مقشر عدس كلنار فارسى كل خطمى كل ماميثا پوست هليلهء زرد بالسّويه جوشانيده سر را به بخار ان بدارند تا عرق بر جبين ظاهر كردد بخور
بجهة زكام
سياهدانه را در آتش ريخته از دود او بخور دهند
بخور جهة صداع مزمن
و درد شقيقه و مواد باردهء دماغى مجربست چند عدد آجر آب نديده در آتش سرخ كرده در شراب يا آب يا سركه انداخته سر را به بخار ان دهند
بخور جهة مواد نزلى
چند عدد در يك را در آتش سرخ كرده در ماست كاو انداخته سر را به بخار ان بدارند بخور ديكر از دو پوست چنار بخور دهند
ترياق ؟ ؟ ؟
در سيّم كرم و در ديّم خشك جهة سمومات ؟ ؟ ؟ ملودعه و مشروبه و ريح غليظ كه در معده و امعاء باشد بسيار نافع و بجهة اوجاع كبد و طحال و سرع و خفقان نيز بسيار مفيد است و مورث صداع و مصلحش شيرهء خرفه قدر شربت ان يك م ل است جنتيانا حب الغارا راوند طويل بر صاف هريك جزو دواها را كوبيده و صلايه نموده با سه چندان عسل كف كرفته بسرشند و تا دو سال از پوست او باقيست
طوطياى غوره
جهة تقويه چشم مفيد و حافظ صمت ان و مانع انحدار مواد به جهة تقويه روح باحره و قرحه چشم مفيد طوتياى كرمانى در آتش سرخ نموده در آب كشنيز سبز سرد نموده و بر روى سنك سماق صلايه نموده آب غوره بقدرى كه روى او را بپوشاند بر روى ان ريخته در آب كذارده تا خشك شود و باز بطريق مسطور تا سه دفعه اقلا بعد از ان نرم سائيده و استعمال كنند
جوارش چهارعرق
عرق كاسنى و عرق كاوزبان عرق بيدمشك كلاب هريك چهل م ل اويشام پنج م ل جوشانيده صاف نموده با بيست پنج درم