جايز دانند چرا در حين ضرورت استعمال مقيى و مسهل و مدّر را جايز نبايد دانست كه بناى ايام بحران از اهل پنجم منجم است كه معيّن نمودهاند زيرا كه از تغييرات بسيارى در عالم بهم مىرسد كه يكى از انها قعر در رطوبات عالم است چنانچه مىبيند در حين ؟ ؟ ؟ الشجاع و اجتماع آب در درياها كه مىشود و ادمغه حيوانات و چشمها كم مىكردد در وقت استفال آبها و ادمعه حيوانات زياد مىكردد و نبض ممتلى مىشود و در اكثر نزالات بهم مىرسد و همچنين در نصف دوره كه تربيع باشد تغيرات چند نيز لا محاله بهم مىرسد و مادهء مرض هم رطوبتى است از رطوبات عالم پس عارض مىشود از براى مرض تغيرى لا محاله ؟ ؟ ؟ يجب احوال قمر پس اطبا ايامى را كه احساس تغيرى در ان نمودهاند ان روز را بحران نام نهادند و تفصيل اين مطلب آنست كه از هنكام اجتماعى تا اجتماع ديكر بيست و سه روز ثلثى تقريبا مىشود دو روز نصف و ثلثى كه ايّام اجتماع باشد از او كم مىنمايند باقى ماند بيست و شش روز نصفى تقريبا لهذا بيست و هفتم را در بحران كرفتهاند و نصف او سيزده روز نصف باشد پس روز چهاردهم را بحران كرفتهاند و ربع او كه نصف ثمن باشد نيز از طرفين بحران كرفتهاند كه از يك طرف هفتم مىشود و از يك طرف بيست و يكم نهايت از تغيرات قمر در رطوبات عالم را لازم دارد و مادهء مرض همچون رطوبت است پس تغير در احوال مرض را هم لازم دارد پس مريضى كه در بيست و پنجم ماه مثلا ناخوش مىشود چه مناسبى است او را به تغيرات قمر على اىّ حال هر بحرانى
تذكرة العلاج و رساله خواص بيخ چينى ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: محمد مؤمن بن محمد حسين النخعي الآشتيانى
ص١٧٠