ان كه شاهد اوردند ان حاكم حكم بر اينها خواهد كرد پس حاكم ان طبيب است و شاهد و كواه دلايل يوم اندازد و حكم فصل ان چنان است كه در يوم بحران حاصل مىكردد و همچنين اكابر و اطبا تشبيه كردهاند طبيعت را بسلطان و مرض را بدشمن ياغى و بدن را بمملكت و روز بحران را بروز قتال پس اكر در اين روز كه سلطان طبيعت است بر دشمن كه مرض است غالب شود و او را از مملكت براند بحران چند نام كويند و اكر نعوذ باللّه برعكس بود بحران روى نام كويند و اكر بر دشمن فايق آمده و صورت او را شكسته نهايت دشمن بر جاى خود تمكّن است و احتياج بروز قتال ديكر است كه بالمرّه او را مضمحل كند و او را بحران چند ناقص كويند و عكس ان را بحران روى ناقص كويند و هركاه سلطان بر دشمن غالب شود و او را جنك امورات مايلهء چون ؟ ؟ ؟ صياح و خوف و تغير مىباشد در روز بحران نيز امورات مايله مثل غلق و اضطراب و سوء حال مريض واقع مىشود و همچنانكه آلات جنك متعدد است اسباب بحران نيز پنج است اوّل بحران يقى و علامت ان ضيق النّفس و غشيان و تقلّب نفس و تلخى دهان و وجع فم معده و سقوط نبض و طلبه و غشاوة در چشم است ديّم بحران برعاف و علامت ان حمم و طنين و دوى در اذن و اشتقال در سه و دموع و برق جستن در پيش چشم و سرخى صورت و خارش در بينى سيم بحران به عرق است و علامت ان موجب نبض و نداوت در نبض و انتفاخ و اصمرار جلد خصوصا هركاه بول در چهارم منصيع باشد و در هفتم غليظ شده باشد
تذكرة العلاج و رساله خواص بيخ چينى ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: محمد مؤمن بن محمد حسين النخعي الآشتيانى
ص١٦٨