*
تدبير امراض الرّحم
رحم در نسوان اوعيهء منى نازلهء مردان است ولى برگشته و اصلا در خلقت با آلت رجوليّت مردان تفاوتى نيست . استادان متوجّه شدهاند رحم را در زنان و قضيب و بيضتين را در مردان از جمله اعضاء رئيسه شمردهاند ، زيرا كه اين اعضاء را مدخليّت تمام است در بقاء نوع انسان ، پس معلوم است عضوى كه از جمله اعضاء رئيسهء انسانى است ، عضوى است شريف . مراعات حفظ صحّت او اوّلا واجب است ، چنانى كه بنا بر ضابطه نيز استادان ، حفظ صحّت را بر ازالهء مرض مقدّم دانستهاند .
از آنجايى كه آن عضو عصبانى و ذكى الحس مىباشد ، اكثر اوقات ملاحظه شده كه عارضهء آن عضو از سوء تدبيرى است كه از طايفهء نسوان ظاهر مىشود به اعتبار عدم اطّلاع بر مزاج آن عضو و استعمال ادويهء غير مناسبهء آن عضو ؛ و گاه علّت از قبيل حركات صعبهء عنيفه مىشود در زمان حمل و اكثار جماع و استعمال فرزجات قابضهء مجفّفه به جهت ضيق مجرا و ادويهء غير عطرهء كريحة الرائحه از باب عدم اطّلاع مزاج ادويه و عضو از زنان قابله .
مكرّر خود حقير ، ضرر اينگونه غائله را در طايفهء نسوان ديده و همان جهات ، اسباب اين شده كه عضو مزبور از مزاج اصلى خود تغيّر پذيرفته موجب مضرّتهاى چندى گشته . پس اوّلا در مقام حفظ صحّت واجب است كه زنان متمنّى حبلى « 125 » مراعات اينگونه حركات كنند و تدبير در اغذيه و اشربه نمايند .
نكته : مظنون حقير بر آن است كه هرگاه گذشته از عوالم مقدّرات ، اشخاص ترويج ملاحظه در جنسيّت مزاج نمايند ، رأيى صواب و اسلم است .
[ تبصره در عوارض عارضهء رحم ]
تبصره : در عوارض عارضهء رحم ، معالج بايد اوّلا تشخيص سوء مزاج نمايد و سبب را دريابد كه عارضهء واقعه از چه باب است ، زيرا كه عوارض رحم از اسباب كثيره مىشود مثل ضربه و سقطه و احتباس طمث و كثرت درور و غلبهء برودت و حرارت و وضع حمل .
و بالجمله علامات ورم گرم ، سنگينى ، خشم و غضب كردن ، و تب ، و فساد معده ، و انضمام فم رحم است . و گاه مىشود كه ورم در بعض اجزاى رحم حادث مىشود ؛ پس اگر ورم در مؤخّر
هامش
( 125 ) . حبل به معناى آبستن شدن و باردارى ، و حبلى به معناى آبستن و باردار است . با توجّه به واژهء متمنّى ، و مفهوم كلّى عبارت به نظر مىرسد به جاى حبل ، واژهء حبلى كتابت شده است .